تغذیه پاتوق
پاتوق دانشجویان علوم تغذیۀ دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

قسمت آخر: به پایان آمد این دفتر...

در آغاز یکی از قسمت‌های سریال ساینفلد، جری (شخصیت اصلی سریال) میگه: «چرا همیشه باید وانمود کنیم که جشن تولد یه نفر اتفاق مهم و هیجان انگیزیه؟ مگه به جز اینکه تونسته 12 ماه دیگه دوام بیاره و نمیره، کار دیگه‌ای هم کرده؟» حرف جری در دنیای انسان‌ها مخصوصاً انسان قرن 21 صراحت صادقانه‌ای داره، اما در دنیای وبلاگ‌های دانشجویی یه کمی ناجوانمردانه هست! اونا که هر چند دستی کوتاه در این زمینه داشتن و دارن، می‌تونن گواهی بدن که زنده نگه داشتن یه وبلاگ دانشجویی حتی در ابتدایی‌ترین سطح که همۀ مطالبش تولیدی و پیوسته باشه، کار دشواریه.

4 سال از 22 آبان سال 1388، روز تولد وبلاگ می‌گذره... روزی که تغذیه پاتوق متولد شد، قرار نبود که یه وبلاگ کلاسی باشه. قرارمون این بود پاتوقی باشه واسۀ همۀ بچه‌های تغذیۀ اصفهان. پاتوقی که همه به یه اندازه در اون سهیم باشن. محفلی باشه برای مهربونی و صمیمیت بیشتر میان بچه‌های دانشکده. حالا بعد از گذشت 4 سال فکر می‌کنم نه تنها در رسالت خودمون موفق بوده‌ایم، بلکه خیلی فراتر از هدف‌مون هم قدم گذاشته‌ایم و تونستیم تغذیه پاتوق رو به پاتوق آشنایی بسیاری از بچه‌های تغذیۀ ایران و حتی دانشجوهای رشته‌های دیگه تبدیل کنیم. این رو میشه از بیش از 152000 بازدید وبلاگ، بیش از 15000 کامنت ثبت شده و بیش از 600 پست نوشته شده در وبلاگ دریافت کرد.

در طول این 4 سال سعی بنده و سایر نویسندگان وبلاگ بر این بود تا یه محیط شاد و متنوع و کاملاً فرهنگی رو برای شما خوانندگان عزیز فراهم کنیم و همۀ سلیقه ها رو پوشش بدیم. دوستانی که به مطالب علمی علاقه داشتن رو با بخش های کتابخونه، از اونور آب چه خبر، ایستگاه پژوهش، اخبار تغذیه ای و رژیم نامه سرگرم کردیم و برای دوستان علاقمند به مطالب غیر علمی و مفرح، قسمت هایی نظیر دروغ هایی که باور کرده ایم، کودکی در اوج بهار زندگی، به ما میگن دانشجو، صندلی داغ (۱۷ عدد)، نظرسنجی (۲۳ عدد)، صرفاً جهت اطلاع، طنزنامۀ فرهنگی و دیالوگ نوشت رو تدارک دیدیم. علاوه بر این با نگارش مطالبی در زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، دینی، دانشگاهی و... سعی کردیم دغدغه های خودمون رو در قبال مسائلی از این دست، به درستی منعکس کنیم.

متأسفانه بیشتر از یه ساله که 90 درصد مطالب وبلاگ به قلم من نوشته میشه و این مسئله همواره برای من آزار دهنده بوده و هست؛ چرا که باعث یکنواختی مطالب و حاکم شدن یه نوع تفکر بر وبلاگ میشه و این موضوع هرگز برای یه وبلاگ گروهی، امر پسندیده ای نیست. از اونجایی که تغذیه پاتوق از همون روزای ابتدای آغاز به کارش یه وبلاگ گروهی بود نه شخصی و همچنین به دلیل مشغله های فراوان بنده که فرصت نوشتن و مدیریت وبلاگ رو ازم می گیره، امروز در چهارمین سالگرد تولد تغذیه پاتوق، پایان فعالیت وبلاگ رو اعلام می کنم. از امروز به بعد هیچ پستی در وبلاگ نوشته نمیشه و تغذیه پاتوق همواره به عنوان دفتر خاطرات شیرین بچه های تغذیۀ اصفهان به یادگار خواهد موند...

وقتی به آبان 88 برمی‌گردم، می‌بینم چه خاطرات خوشی که تا به امروز از این وبلاگ برای من و بقیۀ بچه‌ها به یادگار مونده... تبادل نظرها، بحثها، دوستی‌ها و مهربونی‌ها همه‌اش خاطره شد. خاطراتی شیرین و دوست داشتنی که هرگز فراموش‌شون نخواهم کرد. چه دوستان عزیزی که از سایر دانشگاه‌ها پیدا کردیم و این همه، مدیون نویسندگان عزیز وبلاگ بود که هرگز دست رفاقت‌شون رو از وبلاگ دریغ نکردن و خوانندگان عزیزی که تنهامون نذاشتن. اگه در طول این سالها ضعف و نارسایی هایی وجود داشته که بدون شک بوده، همه از جانب بنده و اگه نقاط مثبتی بوده و پیشرفتی حاصل شده همه، محصول زحمات نویسندگان وبلاگ و الطاف شما خوانندگان عزیز بوده. جا داره از زحمات دوست عزیزم جناب آقای مهدی صادقیان که در غیاب بنده یک سال به شایستگی مدیریت وبلاگ رو برعهده داشتن، صمیمانه سپاسگزاری کنم. از همۀ دوستان عزیزی که در طول این 4 سال بطور ناخواسته باعث آزردگی خاطرشون شدم معذرت خواهی می کنم و طلب حلالیت دارم. از صمیم قلبم خوشبختی و موفقیت های روز افزون رو برای همۀ تغذیه پاتوقی ها آرزومندم. خدا نگهدار همه تون باشه...




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ توسط 



من اگه جای معاون آموزشی وزیر بهداشت بودم، دلم می خواست همۀ دانشجویان علوم پزشکی کشور به جای پاس کردن این همه درس های عمومی و واحدهای درسی بی فایده و غیر مرتبط با رشته شون، دو واحد درس «قریب شناسی» پاس کنن و توی این دو واحد هم هر هفته فقط بشینن سر کلاس و یه قسمت از سریال «روزگار قریب» رو تماشا کنن. تا بفهمن که علوم پزشکی در کشور ما چه بزرگان و دانشمندانی داشته که بدون هیچ چشمداشتی به علم و مردم خدمت کرده اند. برای اینکه درک کنن این بزرگان متحمل چه سختی ها و رنج هایی شده اند، ولی لحظه ای دست از کار و تلاش برنداشتن و به عشق مردم و میهن شون، با تمام توان در راهی که بهش اعتقاد داشتن، قدم برداشتن.

به جرأت می تونم بگم اگه به جای این همه اساتیدی که صبح تا شب بال بال می زنن تا ارتقاء مرتبه بگیرن، به جای این همه دانشجویان تحصیلات تکمیلی که توی سر و کله شون می زنن تا دکترا بگیرن و اسم دکتر رو با خودشون یدک بکشن، به جای این همه دانشجوهای دندون و پزشکی و دارو که از همون ترم اول همدیگه رو آقای دکتر / خانم دکتر صدا می کنن و فکر می کنن از این به بعد همه باید سر تعظیم براشون فرود بیارن، اگه دانشگاه های ایران 10 نفر، فقط 10 نفر مثل دکتر قریب داشتن، وضعیت فعلی ما این نبود...




نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ توسط 



مرکز تحقیقات امنیت غذایی دانشگاه با کسب بالاترین امتیاز، موفق به احراز رتبۀ اول نخست ارزشیابی در میان مراکز تحقیقاتی بیومدیکال کشور گردید. در این ارزشیابی، مرکز تحقیقات مدیریت بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی تهران رتبۀ پنجم و مرکز تحقیقات ویروس شناسی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی رتبۀ هفتم را کسب کرده است. این موفقیت چشمگیر را به همۀ اساتید و دانشجویان دانشکده تبریک عرض می نماییم.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ توسط 



قسمت ششم: بررسی سه دروغ رایج در فضای مجازی

دروغ اول: چند وقتیه عکس زیر که نشون دهندۀ تفاوت دانشکدۀ هنر ایران و ژاپنه، توی فیسبوک دست به دست منتشر میشه که باید گفت فقط یه دروغ اینترنتیه! البته در اصل موضوع (اختلاف فاحش محیط آکادمیک هنری در ایران و ژاپن) بحثی نیست، اما بهرحال این عکس هیچ ربطی به ژاپن و دانشگاه های این کشور نداره. اگه منظور از دانشگاه هنر ژاپن، دانشگاه هنر توکیو هم باشه، همۀ دوستان می تونن با یه جست و جوی ساده در اینترنت، تصاویرش رو ببینن و متوجه بشن که این سازه حتی دانشگاه هنر توکیو هم نیست.

اما دربارۀ این سازۀ موسیقیایی که تصویر بزرگترش رو در زیر می بینین باید گفت که اولاً در چین ساخته شده نه در ژاپن و ثانیاً محلی برای بازدید گردشگرهاست، نه دانشگاه هنر! این سازۀ هنری «خانۀ پیانو» نامگذاری شده و توسط دولت محلیِ هواینان چین ساخته شده. خانۀ پیانو متشکل از یه پیانوی رویال و یه ویالون شفافه که در کنارش قرار داده شده. این سازۀ هنری در طول ساعات شب، روشن میشه و نمای بسیار زیبایی رو برای گردشگران به وجود میاره.

دروغ دوم: معمولاً دوتا شایعۀ عجیب و غریب در مورد سیارۀ مریخ وجود داره که هر چند وقت یه بار بین مردم داغ میشه و برای مدتی همه رو حسابی سر کار میذاره! اولین شایعه اینطوریه که «ساعت 2 بامداد، سیارۀ مریخ به نزدیک ترین فاصلۀ خودش از زمین می رسد و در این شرایط به اندازۀ ماه کامل خواهد درخشید. این پدیده تا 122 سال دیگر تکرار نخواهد شد!» ناگفته پیداست که این ادعا چقدر می تونه خنده دار و مضحک باشه. هر کسی با کمترین اطلاعات می دونه که سیارات منظومۀ شمسی همگی در مدارهایی بسیار دقیق و منظم در حال گردش به دور خورشید هستن و امکان نداره که یکی از اونا بدون علت خاصی از مدارش خارج بشه و به میزانی به زمین نزدیک بشه که به اندازۀ ماه کامل بدرخشه! اساساً از زمان پیدایش زمین (حدود 5 میلیارد سال پیش) تابحال هرگز شرایطی به وجود نیومده که سیارۀ مریخ در آسمون شب به اندازۀ ماه کامل بدرخشه!

دومین شایعه که خیلی ها تابحال اونو از طریق پیامک، ایمیل و فیس بوک دریافت کرده اند اینطوریه که «امشب ساعت ۳:۳۰ بامداد، زمین دچار اشعه‌ای از سیارۀ مریخ می‌شود. لطفاً گوشی همراه خود را خاموش و آن ‌را نزدیک سر خود قرار ندهید. این اشعه بسیار خطرناک است». در مورد این دروغ هم باید گفت که مریخ سیاره هست، نه ستاره و تنها ستاره ها قادر به تابش پرتو یا اشعه هستن نه سیارات! بسیاری از اشعه ها و پرتوهای ساتع شده از سمت خورشید یا ستاره‌های دیگه توسط سیستم قطبی زمین خنثی میشن و برخی از اونا هم توسط لایۀ ازن جذب میشن. اگه این دو سیستم حفاظتی نبود، کرۀ زمین ما میلیون‌ها سال پیش غیر قابل زیست می‌شد! در ضمن اشعه های کیهانی هیچ ارتباطی با تلفن همراه ندارن!

دروغ سوم: یکی از شایعاتی که خیلی شنیدیم اینه که «پپسی» مخفف Pepsi: Pay each penny to save Israeli (پرداخت هر پنی برای حفظ اسرائیل) هست. واقعیت اینه که نام «پپسی» برگرفته از نام آنزیم پپسین بوده و مربوط به ۵۰ سال پیش از تشکیل دولت اسراییل در خاورمیانه هست. داستان از این قراره که آقای Caleb Bradham داروسازی بود که نوشیدنی‌های با پایۀ سودا در داروخانه‌اش می‌ساخت و مشتری‌هاش اونا رو با نام Brad’s Drink یا همون «نوشیدنی برَد» می‌شناختن. این داروساز بعدها با استفاده از آنزیم پپسین و دانه‌های کولا، نوشیدنی خودش رو محبوب‌تر کرد و در آگوست ۱۸۹۸ نام اون رو به پپسی کولا تغییر داد. باید گفت اساساً در اون تاریخ دولتی به نام اسرائیل وجود نداشته که بخوان حفظش کنن و اگه می‌خواستن کاری کنن، باید واسۀ ساختن اون پول جمع می‌کردن و نه حفظش!

جالب اینجاست که این نوشیدنی تا سال ۱۹۹۱ اصلاً در اسرائیل به فروش نمی‌رسیده و خیلی از یهودی‌های آمریکا و اسراییلی‌ها پپسی رو به حمایت از بایکوت‌های اعراب متهم می‌کردن. هرچند پپسی بعدها دلیل اون رو مسائل اقتصادی اعلام کرد. در مورد پپسین هم باید گفت که این آنزیم یکی از آنزیم‌های معده هست که در سال ۱۸۳۶ توسط Theodor Schwann کشف شد. همون طور که می دونین این آنزیم از سلول‌های اصلی دیوارۀ معده به صورت پپسینوژن (فرم غیر فعال) ترشح میشه و جزء آنزیم‌های اندوپپتیدازه. در حقیقت آقای بردهام ادعا داشته که با افزودن معادل شیمیایی این آنزیم به نوشیدنی‌هاش، به هضم بهتر غذا کمک می‌کنه. ممکنه این دروغ توسط کمپانی‌های رقیب مثل کوکاکولا که اونا هم به بازار بزرگ خاورمیانه چشم داشته‌اند، ساخته شده باشه.




نوشته شده در تاريخ جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ توسط 



هفتۀ آینده نمایش «سرنوشت شرقی کدوم وریه؟» کاری از گروه نمایش دانشگاه در تالار دکتر شریعتی برگزار میشه. این نمایش از روزهای ۴ تا ۶ آبان (شنبه تا دوشنبه) و از ساعت ۱۲:۳۰ تا ۱۳:۱۵ اجرا میشه و حضور برای عموم دانشجوها آزاده. از همۀ علاقمندان به هنر تئاتر و نمایش دعوت می‌کنیم تا به دیدن این نمایش جذاب و دیدنی بیان.




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ توسط 



دبیرخانۀ نشریات دانشجویی دانشگاه تصمیم داره یه کارگاه ویژه تحت عنوان «اصول نقد فیلم در نشریات دانشجویی» برای علاقمندان و فعالان عرصۀ نشریات دانشجویی برگزار کنه. این کارگاه روز دوشنبۀ این هفته (29 مهر) از ساعت 15:30 تا 17:30 در تالار ابوریحان بیرونی دانشکدۀ داروسازی برگزار میشه. مدرس این کارگاه بنده خواهم بود و دربارۀ اصول نقد فیلم و چگونگی تبدیل شدن به یک منتقد آماتور فیلم صحبت خواهم کرد. همچنین به سؤالاتی از این دست پاسخ خواهیم داد: وقتی فیلم می‌بینیم، چطور سعی کنیم بفهمیم چه جور چیزی رو داریم می‌بینیم؟ از کجا بفهمیم کارگردانی فیلم خوبه یا فیلمنامه‌اش یا هیچ کدوم؟ در نقد فیلم باید چه اصولی رو رعایت کنیم؟ و...

همچنین سکانس‌هایی از فیلم‌های جدایی نادر از سیمین، یه حبه قند، سعادت آباد، دربارۀ الی و... رو نشانه‌شناسی خواهیم کرد. هزینۀ شرکت در این کارگاه ۲۰۰۰ تومان بوده و به دوستان شرکت کننده، گواهی شرکت در کارگاه اعطا میشه. علاقمندان می‌تونن برای ثبت نام، به طبقۀ دوم تالار شریعی، دبیرخانۀ نشریات دانشجویی (خانم سلطانی) مراجعه کنن. دوستان علاقمند سعی کنن قبل از شرکت در کارگاه، جزوۀ زیر رو بطور کامل مطالعه کنن تا در طول برگزاری کارگاه، وقت‌مون صرف بیان مقدمات نقد فیلم نشه و به مباحث اساسی‌تر بپردازیم.

جزوۀ اصول نقد فیلم




نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ توسط 



دو روز پیش همایش روز جهانی غذا در سالن اجلاس سران برگزار شد. همۀ سازمان‌ها و صنایع مرتبط با غذا در این همایش حضور داشتن غیر از اساتید و متخصصان علوم تغذیه! از وزارت بهداشت و جهاد کشاورزی بگیر تا کمیسیون بهداشت مجلس و سازمان ملی استاندارد و حتی سفرای خارجی! دو روزه که دارم تمام خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری رو زیر و رو می‌کنم بلکه بتونم یه تصویر یا مصاحبه‌ای از یکی از اساتید سرشناس یا متخصصان تغذیه توی این همایش پیدا کنم، ولی دریغ از یه دونه عکس!

جالبه‌ها! همایش روز جهانی غذا برگزار میشه، اونوقت حتی از یه متخصص تغذیه هم دعوت نمی‌کنن که توی این همایش شرکت کنه! اهمیت سیستم بهداشتی- درمانی کشورمون به علوم تغذیه منو کشته! ایضاً میزان تأثیرگذاری بورد تغذیه در وزارتخونه! حالا برین ببینین که اساتید و شرکت‌های صنایع غذایی با چه قدرتی در این همایش ظاهر شده بودن! بعدش هم پیدا کنید پرتقال فروش را!

علی پزشکی




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ توسط 



مثل همیشه دارم اخبار معاونت فرهنگی دانشگاه رو از توی سایت چک می‌کنم که خبری تحت عنوان «گردهمایی ازدواج» توجهم رو به خودش جلب می‌کنه. در توضیح خبر نوشته «روز سه شنبه گردهمائی ازدواج بمناسبت سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (س) با حضور پرشور دانشجویان در تالار دکتر شریعتی برگزار گردید. در این مراسم ضمن مداحی مداح اهل بیت، جناب آقای دکتر بانکی به ایراد سخنرانی پیرامون ازدواج پرداختند و به پرسش های دانشجویان پاسخ دادند».

حالا از میزان تناسب برنامۀ مداحی با گردهمایی ازدواج هم که بگذریم، از این عکس هیچ رقمه نمیشه گذشت! جمعیت خانم‌های شرکت کننده در مراسم رو مقایسه کنین با جمعیت آقایون! صدالبته که همگی قصد ادامه تحصیل دارن و در حال حاضر موضوعی به نام ازدواج اصلاً و ابداً براشون مطرح نیست!

علی پزشکی




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ توسط 



چهرۀ فاخر و نام‌آور عرصۀ دانش ایران زمین، جناب آقای پروفسور «حبیب الله هدایت» بنیانگذار علم تغذیه و مؤسس انستیتو تحقیقات و علوم تغذیه ایران، پس از 70 سال خدمات ارزشمند و تلاش علمی در سن 96 سالگی به عالم ملکوت پرواز کرد. او که دارای روحیه‌ای پرنشاط و جستجوگر بود، همواره تا واپسین روزهای زندگی آگاهی‌بخش و با برکتش برای اعتلای علوم تغذیه از تلاش باز نماند. زنده یاد دکتر هدایت متولد شهرستان شهرضا (اصفهان) بود و در رشته‌های دکترای پزشکی در شاخۀ تخصص زنان و بهداشت عمومی و صنعتی از فرانسه و علوم تغذیه از انگلستان تحصیل کرد. او پس از بازگشت به ایران انستیتو علوم تغذیه، انجمن دیابت ایران و انستیتو بهداشت کار را تأسیس کرد.

پروفسور هدایت در طول عمر پربار خود، به تألیف 6 عنوان کتاب و بیش از 30 جزوه دانشگاهی و ارائه ده‌ها گزارش و مقالۀ تحقیقاتی همت گمارد. پیکر شریف آن عزیز گرامی ساعت 9 صبح روز جمعه 19/7/92 از انستیتو تغذیه در خیابان فرحزادی شهرک قدس (شهرک غرب) به سمت آرامشگاه بهشت زهرا (س) بدرقه می‌شود. آیین گرامیداشت یاد آن بزرگوار از ساعت 14 تا 15:30 روز شنبه 20 مهرماه در مسجد جامع شهرک قدس (شهرک غرب) برگزار خواهد شد. یادش گرامی باد...




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۲ توسط 



رمان‌خون‌ها نادر ابراهیمی رو با کتابهای «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم»، «آتش بدون دود» و «یک عاشقانۀ آرام» به یاد میارن ولی اونایی که دوست دارن توی زندگی آدم مهما سرک بکشن، نادر رو با «ابن مشغله»، «ابوالمشاغل» و «چهل نامۀ کوتاه به همسرم» می شناسن. دوتا کتاب اولی زندگی نامۀ نادر به قلم خودشه و سومی هم همون طور که از اسمش پیداست، نامه‌هاش به همسرش. بامزگی نامه‌های نادر ابراهیمی و فرزانه منصوری اینه که بیشترشون در یه فضای مشترک اتفاق میفته؛ یعنی این نامه‌ها بین دو نفری رد و بدل شده که نه تنها از هم دور نبوده‌اند، بلکه شب تا صبح رو با همدیگه زیر یه سقف گذرونده‌اند، با هم از خواب بیدار شده‌اند، با هم سر میز ناهار و شام نشسته‌اند، با هم دربارۀ بچه‌ها حرف زده‌اند و... ولی با شیطنت خاصی، توی همۀ لحظات روز، دنبال فرصتی می‌گشتن تا به دور از چشم اون یکی، بهش از زندگی، عشق، غم و روزمرگی هاشون بنویسن. انگار که نامه، حرفها رو کامل کنه. انگار که گفتن و دوباره گفتن جای نوشتن رو نگیره. انگار که ثبت لحظه لحظۀ زندگی به اندازۀ خودش شیرین باشه. نامه‌ای رو که در زیر براتون انتخاب کرده ام، ترکیبی از دوتا نامه‌های نادر به همسرشه.

عزیز من...

مدتیست می‌خواهم از تو خواهش کنم بپذیری که بعضی شب‌های مهتابی، علیرغم جمیع مشکلات و مشقات، قدری پیاده راه برویم. دوش به دوش هم. شبگردی، بی شک، بخش‌های فرسودۀ روح را نوسازی می‌کند و تن را برای تحمل دشواری‌ها، پر توان. از این گذشته، به هنگام گزمه رفتن‌های شبانه، ما فرصت حرف زدن دربارۀ بسیاری چیزها را پیدا خواهیم کرد.

نترس بانوی من...

هیچ کس از ما نخواهد پرسید که با هم چه نسبتی داریم و چرا تنگاتنگ هم، در خلوت، زیر نور بدر، قدم می‌زنیم. هیچ کس نخواهد پرسید و تنها کسانی خواهند گفت: «این کارها برازندۀ جوانان است» که روح‌شان پیر شده باشد؛ و چیزی غم انگیزتر از پیری روح وجود ندارد. از مرگ هم صدبار بدتر است. راستی، طلب فروشگاه محله را تمام و کمال دادم. حالا می‌توانی با خاطر آسوده از جلوی فروشگاه رد شوی. هیچ نگاهی دیگر نگاه سرزنش بار طلب کاری نخواهد بود. مطمئن باش! ضمناً همه چیزهایی را هم که فهرست کرده بودی، تمام و کمال خریدم؛ برنج، آرد نخود چی، آرد سه صفر، ماکارونی، فلفل سیاه، زرد چوبه، آبغوره، نبات، برگ بو، صابون، مایع ظرفشویی و دارچین که چه عطر قدیمی دل انگیزی دارد... می بینی که چقدر خوب، من بی حافظه، نام تک تک چیزهایی را که خواسته بودی به خاطر سپرده ام؟ خب... دیگر می‌توانی قدری آسوده باشی و شبی از همین شبها، پیشنهاد یک پیاده روی کوتاه را به من بدهی. من با این که خیلی کار دارم، پیشنهاد شما را خواهم پذیرفت.

عزیز من...

ما هرگز آنقدر بدهکار نخواهیم شد که نتوانیم از پس بدهی‌هایمان بر آییم و هرگز آنقدر پیر نخواهیم شد که نتوانیم دوباره متولد شویم. ما از زمانه عقب نخواهیم ماند، زمانه را به دنبال خود خواهیم کشید. فقط کافیست که قدری دیگر هم از نفس نیفتیم...

همسفر...

در این راه طولانی که ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند. خواهش می‌کنم! مخواه که یکی شویم، مطلقاً مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد. مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم، یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را و یک شیوۀ نگاه کردن را. مخواه که انتخاب‌مان یکی باشد، سلیقه‌مان یکی و رویاهامان یکی. هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابداً به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بلکه دلیل توقف است.

عزیز من...

دو نفر که عاشقند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند. اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق و یکی کافی است. عشق از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست. من از عشق زمینی حرف می‌زنم که ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.

عزیز من...

اگر زاویۀ دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد. بگذار در عین وحدت مستقل باشیم. بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم. بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید. بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم، اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه مطلقاً واحدی برساند. بحث باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل. اینجا سخن از رابطۀ عارف با خدای عارف در میان نیست. سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است. بیا بحث کنیم. بیا معلومات‌مان را تاخت بزنیم. بیا کلنجار برویم، اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم. بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را در بسیاری زمینه‌ها تا آنجا که حس می‌کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ کنیم. من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم کنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم. بی ‌آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم. عزیز من، بیا متفاوت باشیم...




نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۲ توسط 



فروش اینترنتی دو کتاب «گنجینۀ نکات تغذیه» و «تغذیه در بیماری‌ها» آغاز شد. دوستان مشغول به تحصیل در تمام دانشگاه‌های سراسر کشور به غیر از اصفهان می‌تونن با مراجعۀ به وبلاگ زیر، سفارشات خودشون رو ثبت کنن. دوستان مشغول به تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان لطفاً از انجام خرید اینترنتی خودداری کنن. این دوستان می‌تونن برای تهیۀ کتاب به نمایندۀ کلاس خودشون مراجعه کنن و بعد از پرداخت هزینه، نام‌نویسی کنن تا کتاب در اسرع وقت به دستشون برسه.

www.ganjineh-nokat.blogfa.com




نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم مهر ۱۳۹۲ توسط 



از اونجا که ریاست دانشگاه علوم پزشکی اصفهان یکی مهم‌ترین سمت‌ها بعد از سمت استانداریه و رئیس این دانشگاه به عنوان قائم مقام وزیر در استان شناخته میشه، گروه‌های سیاسی مختلف در سطح استان تلاش‌های زیادی رو برای نشوندن مهرۀ خودشون بر صندلی ریاست دانشگاه انجام میدن. در روزهای اخیر زمزمۀ تغییر رئیس دانشگاه در محافل خصوصی شدت گرفته و احتمال زیادی وجود داره که تا پایان مهرماه، رئیس جدید بر صندلی ریاست دانشگاه تکیه بزنه. البته برخی از دوستان نظیر بسیج دانشجویی دانشگاه همچنان خواهان عدم تغییر در این زمینه هستن و آقای دکتر شیرانی – رئیس فعلی دانشگاه – رو بهترین گزینه برای ریاست دانشگاه ارزیابی می‌کنن. از جمله تلاش‌های بسیج دانشجویی برای تداوم ریاست دکتر شیرانی میشه به نامۀ اخیرشون به وزیر بهداشت اشاره کرد.

با این اوصاف تغییر مدیریت و اومدن نیروهای جدید و تازه‌نفس یه امر مهم و اساسی در همۀ ابعاد مدیریتی تلقی میشه. بر همین اساس نام‌های مختلفی به عنوان گزینه‌های ریاست دانشگاه در محافل خصوصی به گوش می‌رسه. دکتر صبوری (جراح مغز و اعصاب بیمارستان الزهرا)، دکتر اصغری (استاد دانشگاه و داروساز) و دکتر جوادی (رییس سازمان نظام پزشکی استان) نام‌هایی هستن که در هفته‌های اخیر برای تکیه بر صندلی ریاست دانشگاه علوم پزشکی اصفهان شنیده میشن. از بین این 3 گزینه، شانس دکتر اصغری که از اساتید اصلاح‌طلب دانشگاه محسوب میشن، از دو گزینۀ دیگه بیشتره و احتمال قوی میره که تا پایان مهرماه، ریاست دانشگاه رو از دکتر شیرانی تحویل بگیرن. در هر صورت امیدواریم که در صورت تغییر در این زمینه، رئیس جدید دانشگاه در راستای گسترش اقدامات سازنده و رفع نقاط ضعف مجموعۀ مدیریت قبلی قدم بردارن، فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه از بین بره و پویایی و نشاط سابق به دانشگاه برگرده.

علی پزشکی




نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم مهر ۱۳۹۲ توسط 



این توصیه در بین جامعۀ دانشجو، مجرد، بخور و نمیر و جامعه‌ای که از قدیم الایام بخش عمده‌ای از زندگی خودشون رو با تخم‌مرغ می‌گذروندن (و احتمالاً هنوز می‌گذرونن) مشهوره که: «وقتی که گرسنه موندی، به هر چیزی که داری، یه تخم‌مرغ اضافه کن!» یعنی این جماعت به هر چیزی که داخل یخچال و بیرون یخچال مونده و احتمالاً قابل خوردن هم هست، یه تخم‌مرغ می‌زنن و حالش رو می‌برن. حتی دیده شده این افراد به نوعی از تکنولوژی رسیده‌اند که پیتزا رو هم با تخم‌مرغ درست می‌کنن! بنابراین فکر کنید گرونی این روزهای تخم‌مرغ چه دلشوره‌ای می‌تونه به جون این قشر بندازه. شاید بخاطر همین گستردگی جامعۀ در برگیرندۀ تخم‌مرغ هم هست که در همون ساعات اولیۀ گرون شدن تخم‌مرغ در کشور، روزنامه‌های سراسری در صفحۀ اول روزنامه‌شون با فونت درشت نوشتن: «تخم‌مرغ از مرغ گران‌تر شد!» و به دنبال اون وبلاگ‌ها، سایت‌ها و خبرگزاری‌‌ها مدام تغییرات قیمت این مادۀ غذایی رو در سایت‌هاشون قرار دادن و با خبرهای مختلف خواستن جو روانی به وجود اومدۀ بین تخم‌مرغ‌خورهای حرفه‌ای کشور رو کنترل کنن. من هم چون خودم جزو تخم‌مرغ‌بازها هستم، تصمیم گرفتم به این موج بپیوندم و به خاطرات دور و نزدیک غذاهایی که می‌شد در دوران دانشجویی با قیمت ارزون تهیه کرد (و الان با بالا رفتن قیمت نون و تخم‌مرغ و... دیگه نمیشه) بپردازم.

نیمرو

به شکل ساده‌ای از انواع غذاهایی که میشه با تخم‌مرغ پخت، گفته میشه. جامعۀ مرفه تخم‌مرغ‌خورها معمولاً نیمرو رو با کره درست می‌کنن و جامعۀ ضعیف‌تر با روغن جامد قو! واسۀ خوردن این غذا هم آدابی وجود داره؛ مثل اینکه برای هر نفر دو عدد تخم‌مرغ نیمرو میشه و قبل از طبخ هم باید قابلیت‌های مختلف سرو اون از جمله عسلی، سفت، همزده شده یا نشده، با فلفل سیاه و زردچوبه یا نوع‌های دیگه رو از مهمون پرسید. اهالی نیمرو، این غذای سریع آماده شونده رو معمولاً در وعده‌های صبحانه، ناهار و شام یا در هر سه وعدۀ یاد شده میل می‌کنن. چاشنی خوراکی این غذا پیازه. قبلاً یه نیمروی تک نفره (2 تخم‌مرغه) بدون نون هدفمند شده رو می‌شد تا 400 تومان تهیه کرد و خورد، اما الان همین غذا 2500 تومان برای هر وعده هزینه داره!

املت

شکل پیچیده‌تر نیمرو با گوجۀ اضافه هست. دیده شده در اوقات گرونی گوجه مثل زمستون، از رب گوجه هم واسۀ درست کردن املت استفاده میشه. این غذا تنوع بیشتری نسبت به نیمرو داره و مایه‌دار به نظر می‌رسه. در طبخ این غذا معمولاً اول پیاز داغ می‌کنن. بعد گوجه‌ها رو داخل پیاز داغ تفت میدن تا آب گوجه کشیده بشه و بعدش تخم‌مرغ رو به گوجه اضافه می‌کنن. از اونجایی که در طبخ غذا تفاوت‌هایی بین قشر مرفه و پایین دستی وجود داره، در این غذا هم دیده شده که مرفهین تن ماهی هم بهش اضافه می‌کنن. چاشنی املت هم کما فی‌السابق پیازه. در گذشته، املت با نون غیر هدفمند 700 تومن هزینه داشت، اما الان تهیۀ اون حدود 4000 تومان هزینه داره.

پیتزای تخم‌مرغ

اوج خلاقیت دانشجویی در تهیۀ این غذا نهفته هست. بین دانشجویان دانشگاه تهران، اصفهان و تبریز سال‌هاست که دعوای نخبگی وجود داره تا معلوم بشه که بالاخره چه کسی برای اولین بار دستور غذای پیتزای تخم‌مرغ رو تهیه کرده! تا اینکه بعد از سال‌ها کاشف به عمل اومد که شاید دانشگاه الزهرایی‌ها اولین جماعتی بودن که به دستور پخت این غذا دست پیدا کردن. شاید درست کردن این غذا کمی هزینه و زمان‌بر باشه، اما از اونجایی که قیمت انواع پیتزا هی داره می‌کشه بالا و توی خوابگاه‌های دانشجویی و خونه‌های مجردی خبری از گاز فردار و مایکروفر و... نیست، دست پیدا کردن به این دستور غذایی نعمتیه! بنابراین و برای اینکه از قافلۀ پیتزاخورها عقب نمونین، ابتدا روغن رو بذارین داغ بشه. بعد از اون تخم‌مرغ‌ها رو در یه ظرف دیگه با یه مقدار نمک مخلوط کنین و بعدش مقداری پنیر پیتزای رنده شده به داخل تخم‌مرغ‌ها اضافه کنین و کاملاً مخلوط کنین. بعدش تخم‌مرغ‌ها رو داخل روغن بریزین و اگه مقداری سبزی خشک معطر هم دارین، روی تخم‌مرغ‌ها بریزین. در ماهی تابه رو یه مقداری بذارین تا پنیرها کاملاً آب بشن. حالا پیتزای شما آماده اهست. حواستون باشه پخت این غذا در این شرایط اقتصادی حدود 8000 تومان هزینه داره!

کوکوی پیاز

از اونجایی که انواع کوکو رو میشه توی خوابگاه‌های دانشجویی درست کرد و دوستان عزیز اشراف کاملی به کوکوهای سیب زمینی و عدس و سبزی و... دارن، دوست دارم شما رو با ناآشناترین و شاید خوشمزه‌ترین کوکوی موجود در دنیا که واقعاً بوی کباب لقمه میده، آشنا کنم. شما واسۀ پخت این کوکو می تونین یکی از این دو روش رو طی کنین یا مثل کوکوهای دیگه همون مراحلی که سبزی و سیب زمینی اضافه می‌کردین، این بار به جای اونا پیاز خرد شده (پیاز رنده‌ای به درد نمی‌خوره) اضافه کنین یا اینکه پیاز رو خرد کنین و بعد داخل روغن نسبتاً زیاد بریزین. بعد از سرخ شدن پیازها، تخم‌مرغ‌ها رو که قبلاً داخل یه کاسۀ جدا هم زدین، به پیاز سرخ شده اضافه کنین و هم بزنین. حین هم زدن هم واسۀ معطر کردن غذا می‌تونین از نمک و فلفل سیاه و زردچوبه استفاده کنین. باور کنید لذت این غذا برابری می‌کنه با یه پرس چلوکباب لقمه گلپایگانی!

تاتاس پاتاس (سوسیس تخم‌مرغ)

معمولاً اونایی که روزگارشون رو با تخم‌مرغ می‌گذرونن، سعی می‌کنن اسامی خوشمزه‌ای واسۀ خودشون اختراع کنن. یکی از اونا «تاتاس پاتاس» هست که با سوسیس کیلویی 6000 تومان و تخم‌مرغ کیلویی 5000 هزار تومن و رب گوجه تهیه میشه؛ به طوری که اول همچنان پیازها توی روغن داغ میشن. بعد مقداری سوسیس و رب بهش اضافه می‌کنن و در مرحلۀ آخر تخم‌مرغ می‌تونه نجات دهندۀ یه غذای خوشمزه باشه. در متون مختلف توصیه شده تاتاس پاتاس با نون باگت میل بشه. چاشنی این غذا همچنان پیازه. تاتاس پاتاس رو می‌شد قبل از هدفمندی یارانه‌ها با هزینۀ 1500 تومان هم تهیه کرد، اما الان تا 5000 تومن واسۀ هر نفر هم هزینه برمی‌داره.

املت تن ماهی

از چشم افتاده‌ترین غذای دانشجوییه. البته نه به خاطر بدمزگی بلکه به خاطر گرونی. تا قبل از گرون شدن تن ماهی به چلوکباب خوابگاه‌های دانشجویی معروف بود، چون هم تعداد بیشتری رو سیر می‌کرد و هم در خوردنش لذتی بود که در غذاهای دیگه نبود! روش درست کردنش هم ساده هست. تن ماهی رو با روغنش داخل ماهی‌تابه می‌ریزین و تخم‌مرغ‌ها رو بهش اضافه می‌کنین. خوبی این غذا اینه که تن ماهی روغن سر خود داره و نیازی به صرف روغن اضافه نیست. از زمانی که قیمت تن ماهی رفت بالای 4000 تومن و تخم‌مرغ هم به این روز افتاد، الان درست کردنش با نون حداقل 7000 تومن واسۀ هر نفر هزینه داره.

علی پزشکی




نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ توسط 



مهارت ارتباطی، قبل از هر چیز نیاز به دانش دارد. اینکه ما به آدم‌ها به چشم آدمک‌های کاملاً مشابه با هم نگاه نکنیم و هر بار بدانیم الان داریم با چه شخصیتی و در چه شرایطی صحبت می‌کنیم. از شمارۀ جدید فصلنامۀ فرهنگی- اجتماعی باران با دکتر علیرضا شیری (روانشناس و مدرس دانشگاه) قرار را بر این گذاشتیم که ایشان تیپ‌های شخصیتی مردانه و زنانه را برای خوانندگان باران بررسی کنند. مطلب زیر، متنی است که ایشان برای خوانندگان نشریه نوشته‌اند. نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را در ارتباط با این مطلب در قسمت نظرات همین پست بنویسید تا ضمن درج شدن آنها در ستون خوانندگان مجله، دکتر شیری نیز به نظرات شما پاسخ بدهند.

.....................................................................

در معروف‌ترین نظریه‌های شخصیتی روانشناسانه 7 الگوی شخصیتی زنانه و 8 الگوی مردانه داریم. این یعنی آدم‌ها در ساده‌ترین حالت، 56 شرایط مختلف ارتباطی با هم دارند! به عنوان مثال یک زن خردگرا (که در این شماره توصیف شده) در تعامل با 8 تیپ شخصیتی متفاوت مردانه و البته تیپ‌های دیگر زنانه، شرایط ارتباطی متفاوتی خواهد داشت که دانستن آنها در محیط دانشگاه، انتخاب و ازدواج او نقش تعیین کننده‌ای خواهد داشت.

در وجود هر زنی معجونی از تمایلات مختلف وجود دارد. یعنی همۀ زن‌ها تا حدودی وابسته، مستقل، منطقی، احساساتی، منفعل، لجباز، متعهد و خردمند هستند اما غالب بودن هر کدام از این صفات در یک زن باعث می‌شود تا او الگوی شخصیتی متفاوتی داشته باشد. به همین خاطر است که هدف بعضی از زن‌ها در زندگی فقط یک ازدواج موفق است و هدف برخی دیگر پیشرفت تحصیلی و موفقیت‌های شغلی. زن‌های خردگرا، زنانی هستند که تحت فرمان عقل‌شان هستند و کمتر تحت تأثیر حرف دل‌شان قرار می‌گیرند. زنانی که حسابگرانه کار و ازدواج می‌کنند.

دخترهایی که عزیز بابا بوده‌اند

این خانم مدیرهای همه فن حریف در محیط‌های کار امروزی، همان دختربچه‌های باهوشی هستند که در دوران کودکی مدام در حال سؤال پرسیدن بوده‌اند و همیشه می‌خواستند چیزهای بیشتری یاد بگیرند. این دخترها زودتر از بقیه خواندن را یاد می‌گیرند و تمرکز حواس بالایی دارند. زنان موفق آینده در مشاغل سخت، در واقع دختربچه‌های عزیز کردۀ بابا هستند و به اصطلاح بیشتر از اینکه دختر مامان باشند، دختر بابا هستند. حالا فرض کنید اگر پدر همچین دختری، پدری نباشد که از او حمایت کند و به سؤالات او پاسخ بدهد، چه اتفاقی می‌افتد؟! این نوع دخترها تا حدی به شخصیت پدر خود وابسته هستند که اگر پدرشان به آنها توجه لازم را نداشته باشد، از موفقیت‌های خود هم لذت نمی‌برند. دختربچه‌های عاقل و خردمند با مادری شاغل و موفق، بهتر رشد می‌کنند و تعامل بهتری دارند، اما اگر مادرشان سنتی باشد، با کارهایشان به او حس عقب ماندگی می‌دهند.

شخصیت خانم مدیر در فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» نمونه‌ای از زن‌های خردگراست

بچه‌درسخوان و همیشه ممتاز بوده‌اند

دختربچه‌های کنجکاو و باهوش در دوران نوجوانی و مدرسه هم به شدت مشغول درس می‌شوند و از همان سنین پایین اهداف بزرگی در سر دارند. این دخترها وقتی وارد محیط مدرسه می‌شوند، تازه راه خود را پیدا می‌کنند و سعی می‌کنند همیشه جایگاه ممتازی بین همکلاسی‌های خود داشته باشند. عموماً در دروس ریاضیات و آزمایشگاهی پیشرفت بهتری دارند، چون با ذهن منطقی و عقل‌گرای آنها بهتر جور در می‌آیند. این دخترها در سنین نوجوانی مدام از این کلاس به آن کلاس می‌روند و سعی می‌کنند مهارت‌های بیشتری یاد بگیرند. مثل بقیۀ دخترها از سوسک نمی‌ترسند و حتی ممکن است با دستشان سوسک را بردارند و به تشریح اندام آن بپردازند! به بیشتر دخترهای لوس و بی‌مزه نگاه تحقیر آمیز دارند و اصلاً رفتار آنها را نمی‌فهمند. با این حال سعی می‌کنند محبوبیت خود را حفظ کنند و به شکل مستقل و هوشمندانه وارد رقابت شوند. این دخترها همان‌هایی هستند که از دوران راهنمایی، رشتۀ تحصیلی‌شان را انتخاب کرده‌اند و برای دانشگاه برنامه‌ریزی دارند. معمولاً هم رتبه‌های عالی کنکور برای همین دخترهاست.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط 



روز پنج شنبه 14 شهریورماه، مجموعۀ فرهنگی- ورزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان شامل استخر، استخر کودکان، سونای خشک و بخار، جکوزی و خانۀ فرهنگ دانشگاه با حضور دکتر آیتی (معاون دانشجویی فرهنگی وزارت بهداشت)، دکتر ذاکر اصفهانی (استاندار اصفهان) و رییس دانشگاه افتتاح گردید. این استخر به وسعت 5300 متر مربع با هزینه ای بالغ بر 8 میلیارد تومان به اتمام رسیده و از مهرماه پذیرای اساتید و دانشجویان خواهد بود.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ توسط 



اسامی پذیرفته شدگان امسال دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در مقطع کارشناسی ارشد به شرح زیره. تابحال اسامی زیر به دست‌مون رسیده؛ بنابراین از دوستان فارغ التحصیل دانشگاه علوم پزشکی اصفهان که در کنکور کارشناسی ارشد امسال پذیرفته شده‌اند، خواهشمندیم رشته و شهر قبولی خودشون رو در قسمت نظرات این پست بنویسن تا به لیست پذیرفته شدگان اضافه بشن. این لیست هنوز جا داره و لحظه به لحظه به روز میشه! این موفقیت بزرگ رو به همۀ این عزیزان تبریک میگیم و موفقیت روزافزون اونا رو از خداوند منان خواستاریم...

 

نام و نام خانوادگی

رشته و دانشگاه

ورودی

علیرضا میلاجردی

علوم تغذیه تهران

بهمن ۸۷

شهاب‌الدین اکبریان

علوم تغذیه اصفهان

بهمن ۸۷

سجاد خلیلی

علوم تغذیه شهید بهشتی

بهمن ۸۷

معصومه عاطفی

علوم بهداشتی در تغذیه شیراز

بهمن ۸۷

پریسا زارعی

علوم تغذیه مشهد

بهمن ۸۷

ساعده صالحی

علوم بهداشتی در تغذیه شیراز

بهمن ۸۷

مائده مرادی

علوم بهداشتی در تغذیه اصفهان

مهر ۸۸

شقایق امامی

علوم بهداشتی در تغذیه اصفهان

مهر ۸۸

صفیه میرزایی

علوم تغذیه اصفهان

مهر ۸۸

عباس کمالی

صنایع غذایی اصفهان

مهر ۸۸

عبدالحمید حمیدی

علوم بهداشتی در تغذیه تهران

مهر ۸۸

امیرحسین رمضانی

علوم بهداشتی در تغذیه تهران

مهر ۸۸

داوود سلیمانی

علوم بهداشتی در تغذیه اصفهان

مهر ۸۷

جواد حسین زاده

علوم بهداشتی در تغذیه اصفهان

بهمن ۸۷

مهدی صادقیان

علوم بهداشتی در تغذیه اصفهان

مهر ۸۸

علی پزشکی

علوم بهداشتی در تغذیه اصفهان

مهر ۸۷

 سیمین شهوازی

علوم بهداشتی در تغذیه یزد

بهمن ۸۷

فهیمه آق 

علوم بهداشتی در تغذیه تهران

 مهر ۸۷

ابوالفضل دشتی 

علوم بهداشتی در تغذیه واحد بین الملل یزد

 مهر ۸۷

مریم آزادی 

علوم بهداشتی در تغذیه یزد

مهر ۸۴

ماهور صالحی 

علوم بهداشتی در تغذیه شیراز

 بهمن ۸۷

زهرا ربانی 

 علوم بهداشتی در تغذیه اصفهان

مهر ۸۵

مریم فارسی نژاد 

 علوم تغذیه اصفهان

 مهر ۸۷

سحر برزوئی 

 علوم بهداشتی در تغذیه تبریز

 مهر ۸۶

 حسین امیدی

علوم تغذیه تبریز 

مهر ۸۸ 

 فاطمه شهریار زاده

علوم بهداشتی در تغذیه یزد 

بهمن ۸۶ 

زهرا سادات

علوم بهداشتی در تغذیه تهران 

 مهر ۸۵

مصطفی مدرس زاده 

 علوم تغذیه اهواز

بهمن ۸۵ 

 شیما قنبری

علوم بهداشتی در تغذیه یزد

بهمن ۸۵




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ توسط 



پس از انجام داوری مرحلۀ کشوری پنجمین جشنوارۀ فرهنگی دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی کشور در دانشگاه ارومیه، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در پنجمین سال متوالی با کسب 38 رتبۀ برتر موفق به احراز رتبۀ اول و همچنین حائز رتبۀ اول در بخش تعداد آثار برگزیده در میان دانشگاههای علوم پزشکی کشور گردید.

دانشجویان منتخب در مراسم افتتاحیۀ این جشنواره، در تاریخ دوم شهریور 92، به میزبانی دانشگاه علوم  پزشکی ارومیه حضور یافتند. این افتخار آفرینی را به خانوادۀ بزرگ دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تبریک عرض می‌نماییم.




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط 



طی حکمی از سوی آقای دکتر شیرانی (رییس دانشگاه علوم پزشکی اصفهان)، آقای دکتر غلامرضا عسگری، عضو هیأت علمی دانشکدۀ تغذیه و علوم غذایی دانشگاه و مدیر گروه تغذیۀ جامعه، به عنوان رییس مرکز تحقیقات بیماری های متابولیک کبد منصوب گردیدند. این انتخاب شایسته را خدمت ایشان تبریک عرض می‌نماییم.




نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۲ توسط 



الان می‌پرسیم اگه عاشورا بودیم، اگه توی کوفه بودیم، اگه جنگ احد رو بودیم... اگه بودیم چیکار می کردیم؟ کجا بودیم؟ شاید اصلاً اگه ما بودیم، ماجرا جور دیگه‌ای رقم می‌خورد. تقصیر ما نیست. ما موجودات محدودی هستیم و داریم در طول بُعد زمان زندگی می‌کنیم. نمی‌تونیم خودمون رو در عرض این بُعد جا بدیم و ببینیم اگه هر جای دیگه‌اش بودیم، چی می‌شد. فقط می‌تونیم تصور کنیم که اگه اون وقت بودیم، شاید چیکار می‌کردیم. وقتی جنگ جمل با پیروزی سپاه علی (ع) تموم شد، یکی از اون نزدیکی گفت دلم می‌خواست برادرم اینجا بود و می‌دید که چطور خدا تو رو در برابر دشمنانت یاری کرد و به پیروزی رسوند. علی (ع) گفت: برادرت دلش با ما بود؟ گفت بله. علی (ع) گفت: «پس ما رو دیده. از این آدمها، اونایی هم که هنوز در شکم مادرانشون هستن، در سپاه ما هستن». (نهج البلاغه، خطبه 12)

علی نگفت برادرت با من بیعت کرده بود یا با کس دیگه‌ای. نپرسید شیعه من هست یا نه. نپرسید چقدر برای من جنگیده بود. اصلاً نگفت چرا برادرت نیست و کجاست. فقط پرسید برادرت دلش با من بود؟ هوای من رو داشت؟ من رو دوست داشت؟... جواب سؤالهای اولی، اون سؤالهای تخیلی ما در بُعد زمان، همگی با جواب به این سؤال، واقعی میشن. با خودت رو راست باش... اگه دلت با علی (ع) هست، اونوقت در جمل هم بوده‌ای، در احد هم. روزهای سخت شعب ابی طالب و رحلت پیامبر (ص) و سال‌های سکوت و نبردهای سخت رو هم. همۀ اینا به شرط اینه که دلت هوای علی (ع) رو داشته باشه...

علی پزشکی




نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ توسط 



* تو روزه می‌گیری؟

** آره، اگه خدا قبول کنه...

* منم می‌گیرم ولی آخه کدوم پزشکی این همه سختی رو واسۀ بدن تأیید می‌کنه؟

** همونی که وقتی همۀ پزشکا جوابت کردن، برات معجزه می‌کنه...




نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ توسط 



یکی از بحث‌ها و مشکلات اساسی که همواره بین متخصصان تغذیه با پزشکان در کشور ما وجود داشته، بحث بر سر حق رژیم نویسی برای بیمارانه. کارشناسان و متخصصان تغذیه حق رژیم غذایی نوشتن برای مراجعه کنندگان رو تنها منحصر به خودشون می‌دونن و در مقابل پزشکان عقیده دارن که اونا هم می‌تونن در این زمینه فعالیت کنن. از اونجا که قوانین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تنها معیار و ملاک ما برای داوری در این زمینه هست، با استناد به آیین نامه‌ها و دستورات کتبی این وزارتخونه سعی خواهیم کرد تا به این بحث جنجالی، پاسخ حقوقی و قانونی بدیم. کارشناسان و متخصصان تغذیه عقیده دارن که آشنایی با مفاهیم اولیۀ تغذیه طی 2 واحد درسی که جزو سرفصل‌های آموزشی برخی از گروه‌های پزشکی و بهداشتیه، مؤید صلاحیت این گروه‌ها برای رژیم درمانی نیست و اگه گذروندن این 2 واحد درسی برای مشاورۀ رژیم درمانی کفایت می‌کرد، چه نیازی به صرف بودجه و وقت برای تربیت نیروی انسانی متخصص در رشتۀ علوم تغذیه بود؟!

بخشنامۀ اول: بر طبق این آیین نامه، پزشکان مجاز به درج عبارت «تغذیه و رژیم درمانی» در تابلوی مطب‌شون نیستن و فقط کارشناسان و متخصصان تغذیه مجاز به این کار هستن

بر اساس مصوبۀ شمارۀ 24457/18 مورخ 13/4/85 شورای عالی سازمان نظام پزشکی، پزشکان می‌تونن در کنار عنوان پزشک عمومی در تابلوی خودشون، به نوشتن اسامی سه رشتۀ تخصصی پزشکی که علاقمند به فعالیت در اون هستن، اقدام کنن. با توجه به بخشنامۀ شمارۀ 10090/2/س مورخ 29/8/85 رئیس مرکز نظارت و اعتباربخشی امور درمان (تصویر بخشنامۀ اول)، تغذیه و رژیم درمانی و سایر عناوین مانند مامایی، فیزیوتراپی، شنوایی سنجی، کار درمانی و... جزو تخصص‌های رشتۀ پزشکی محسوب نمیشن و بنابراین پزشکان عمومی مجاز به درج این عناوین در تابلوی مطب‌شون نیستن.

بخشنامۀ دوم: بر طبق این بخشنامه، پزشکان هیچ گونه اجازه‌ای مبنی بر رژیم نویسی برای بیماران و افراد سالم ندارن

الان همه دیگه می‌دونن که تفاوت‌های عمده‌ای بین دوره‌های بازآموزی 1 تا 3 روزه و دوره‌های تخصصی مصوب معاونت آموزشی وزارت بهداشت در قالب کریکولوم‌های سرفصل دروس دانشگاهی وجود داره که با هدف تربیت نیروهای تخصصی در هر یک از رشته‌ها طراحی شده‌اند و مدرک شرکت در یه دروۀ کارآموزی چند ساعته به معنای مجاز بودن فرد واسۀ ارائۀ خدمات تخصصی در هر کدوم از رشته‌های پزشکی محسوب نمیشه. در خصوص دوره‌های بازآموزی رژیم درمانی هم که سایر گروه‌ها معتقدن در صورت گذروندن اونا می‌تونن به رژیم درمانی بپردازن، به بخشنامۀ 52068/س مورخ 31/6/88 معاونت سلامت وزارت بهداشت (تصویر بخشنامۀ دوم) اشاره می‌کنیم که در اون به صراحت ذکر شده که «پزشکان و همکاران محترم بخش‌های بهداشت و درمان شرکت کننده در این دوره‌های آموزشی، نه تنها مجاز به ارائۀ رژیم درمانی بیماران (سلیاک، دیابت و...) نیستن، بلکه حتی مجاز به ارائۀ رژیم‌های لاغری و چاقی هم نخواهند بود.»

علی پزشکی




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۲ توسط 



سرکار خانم دکتر هاله صدرزاده از اساتید علوم تغذیۀ دانشگاه تهران و دبیر انجمن تغذیۀ ایران که مدتی در بستر بیماری به سر می‌بردند و در وضعیت کما قرار داشتند، صبح امروز دار فانی را وداع گفتند. از افتخارات و تلاش‌های ایشان در دوران حیات می‌توان به نوشتن ده‌ها عنوان مقاله در حوزۀ علوم تغذیه و رژیم درمانی، تربیت و پرورش صدها دانشجوی علوم تغذیه، سرپرستی معاونت بین‌الملل دانشکدۀ علوم تغذیۀ دانشگاه تهران و... اشاره کرد.

این ماتم جانگداز را به بازماندگان و نیز خانوادۀ علوم تغذیۀ کشور صمیمانه تسلیت عرض نموده و برای آن مرحومه علو درجات و برای خانواده ایشان صبر از درگاه ایزد منان مسئلت داریم.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ توسط 



در پنجاهمین جلسۀ شورای عالی برنامه‌ریزی علوم پزشکی، برنامه آموزشی «دکتری تخصصی رشتۀ سیاست‏های غذا و تغذیه» به تصویب رسید و از این به بعد این رشتۀ تحصیلی در دانشگاه‌های متقاضی راه اندازی میشه. دورۀ دکترای رشتۀ سیاستهای غذا و تغذیه (phD in Food and Nutrition policy) یه رشتۀ چند تخصصیه که به مطالعۀ مراحل سیاستگذاری در دامنۀ طیف نظام غذا و تغذیه شامل عرضه، توزیع و مصرف با دورنمایی از کلان تا خرد و با چشم‌اندازهای کوتاه مدت و بلندمدت می‌پردازه. این رشته همچنین با تحلیل اثرات و عواقب بالقوۀ سیاستهای کلان و خرد بر امنیت غذا و تغذیه و نتایج ایجاد تغییر در این سیاستها سر و کار داره. هدف کلی از ایجاد این رشته تربیت و پرورش تعداد قابل ملاحظه‌ای از فارغ التحصیلان طراز جهانیه که در تحلیل، تدوین، طراحی، اجرا، پایش و ارزیابی سیاستها و برنامه‌های غذا و تغذیه، کارآمد باشن.

مدارک تحصیلی مورد نیاز برای شرکت در آزمون ورودی دکترای رشتۀ سیاست‌های غذا و تغذیه: دانشنامۀ دکترای عمومی پزشکی، دندون پزشکی، داروسازی یا دانشنامۀ کارشناسی ارشد رشته‌های علوم تغذیه، علوم بهداشتی در تغذیه، اقتصاد بهداشت، مدیریت خدمات بهداشتی، اپیدمیولوژی، آموزش بهداشت، آمار زیستی، صنایع غذایی (گرایش کنترل کیفی) و بهداشت و ایمنی مواد غذایی.

درسها و ضرایب آزمون ورودی دکترای رشتۀ سیاست‌های غذا و تغذیه: تغذیه اساسی و کاربردی (ضریب 4)، آمار حیاتی (ضریب 2)، اقتصاد خرد (ضریب 2)، اصول و مدیریت برنامه ریزی راهبردی (ضریب 1) و جامعه شناسی پزشکی (ضریب 1).

تعداد واحدهای درسی دکترای رشتۀ سیاست‌های غذا و تغذیه: 24 واحد اختصاصی اجباری، ۶ واحد اختصاصی اختیاری و 20 واحد پایان نامه.




نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۲ توسط 



طی حکمی از سوی آقای دکتر محمدحسن طریقت‏ منفرد (وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی)، خانم دکتر لیلا آزادبخت از اساتید عزیز و گرانقدر دانشکده برای مدت یک سال به عنوان عضو هیأت ممتحنه و ارزشیابی رشتۀ علوم تغذیه منصوب گردیدند. این انتخاب شایسته را به ایشان تبریک عرض می‌نماییم...




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲ توسط 



از اونجایی که مصرف چربی در بروز چاقی و بیماری‌های قلبی- عروقی دخیله، بسیاری از کارشناسان اجرای طرح «مالیات بر چربی» (Fat Tax) رو پیشنهاد می‌کنن. در این طرح هر غذایی که چربی زیادی داره، ازش مالیات اضافی جهت عدم ترغیب تولید کنندگان و خریداران گرفته میشه. هدف از اخذ مالیات بر چربی، محدود کردن مصرف مواد غذایی پرچرب و استفاده از پول کسب شده در راه بهبود امکانات مالی جهت تهیۀ غذاهای سالمه. موافقان میگن هر دلار که به نرخ یه همبرگر اضافه میشه، ضربه‌ای علیه چاقی در جامعه هست؛ اما مخالفان این طرح عقیده دارن که گروه‌های اجتماعی- اقتصادی پایین‌تر، از این نوع غذاها بیشتر استفاده می‌کنن و بنابراین مالیات بر چنین غذاهایی، بر ضد افراد فقیرتر جامعه هست. اونا همچنین طرح‌هایی مثل کم کردن مالیات برای افرادی که در فعالیت‌های ورزشی شرکت می‌کنن و یا کاستن از هزینۀ ورزشگاه‌ها و باشگاه‌های ورزشی رو پیشنهاد می‌کنن. اگرچه مزایای چنین کاهش مالیاتی بیشتر شامل اونایی میشه که درآمد بیشتری دارن و قادر به پرداخت حق عضویت باشگاه هستن.

دو سال پیش دولت دانمارک اولین دولتی بود که در راستای طرح مالیات بر چربی، قانونی رو وضع کرد که طبق اون از خوراکی‌هایی که بیش از 3/2 درصد چربی داشتن، مالیات بیشتری گرفته می‌شد و محصولات لبنی، گوشت و خوراکی‌های فرآوری شده رو در برمی‌گرفت. بعد از وضع این قانون، قیمت مواد خوراکی پرچرب افزایش زیادی پیدا کرد و به همین دلیل دولت دانمارک عقب نشینی کرد و بعد از 1 سال این قانون رو لغو کرد. نظر شما در مورد این طرح چیه؟ آیا طرح مالیات بر چربی می‌تونه راهی برای پیشگیری از چاقی و بیماری‌های قلبی- عروقی در جامعه باشه؟ آیا چنین طرحی قابلیت اجرایی در ایران داره؟ شما با این طرح موافقین یا مخالف؟ در نظرسنجی شرکت کنین و دلایل خودتون رو در قسمت نظرات این پست بگین.

نظرسنجی شمارۀ ۲۳: آیا با اجرایی شدن «طرح مالیات بر چربی» در ایران موافق هستین؟




نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲ توسط 



قسمت دوم: معرفی معروف‌ترین آزمون‌های زبان انگلیسی

مدتهاست پای دانشجوها واسۀ ادامۀ تحصیل به اون طرف آب باز شده و اهمیت دونستن یه زبان بین‌المللی برای همه روشن شده. از طرفی چند سالیه که تب تحصیلات تکمیلی در کشور بالا گرفته و هر ساله تعداد زیادی از دانشجوها به دلیل نداشتن نمرۀ زبان کافی، توی مصاحبۀ دکترا رد میشن. هر روز اسامی آزمون‌های جدیدی به گوش می‌رسه که همین طور در حال تکثیرن؛ هر کدوم به بهانه‌ای و برای یه کار جدید. الان حتی طوری شده که وزارت بهداشت و علوم خودمون هم دست به کار شده‌اند و آزمون زبان طراحی می‌کنن! توی این پست قراره واسۀ دانشجوهایی که برای ادامۀ تحصیل، عزم سفر به اون طرف آب رو دارن یا به دنبال ادامۀ تحصیل توی همین کشور خودمون هستن، ۵ تا مهم‌ترین آزمون‌های زبان ایران و جهان رو بطور مختصر معرفی کنیم تا قبل از دست به جیب شدن و پرداخت هزینۀ ثبت نام، ببینین اصلاً مدرک این آزمون به کارتون میاد یا نه.

1- تافل (TOEFL): با اینکه این روزا و با مد شدن آیلتس و GRE کمتر اسم تافل رو می‌شنویم، اما هنوز هم اگه قصد تحصیل در کشوری مثل آمریکا رو دارین، باید مدرک تافل بگیرین. در مجموع واسۀ بیش از 4000 کالج و دانشگاه در سراسر جهان، هنوز این مدرک معتبره. علاوه بر این، مهاجرهایی که شغل‌های حرفه‌ای دارن، برای ادامۀ فعالیت‌هاشون دائماً به یه رتبۀ تافل نیاز دارن. البته نمرۀ کسب شده در این آزمون فقط تا 2 سال اعتبار داره. تافل بچه معروف آزمون‌های زبانه و هنوز هم خیلی‌ها فکر می‌کنن کسی که تافل داره، زبانش عالیه؛ اما خیلی از دارندگان مدرک تافل معتقدن شما اگه مهارت‌های لازم واسۀ آزمون تافل رو داشته باشین، با انگلیسی متوسط هم می‌تونین نمرۀ خوبی بگیرین.

تافل به دو شکل کتبی (PBT) و اینترنتی (IBT) برگزار میشه که شکل اینترنتیش رایج‌تره. آزمون کتبی از سه بخش شنیداری (50 پرسش)، ساختار و نگارش (40 پرسش) و درک مطلب (50 پرسش) تشکیل شده که برای پاسخگویی به 140 پرسش اون، 115 دقیقه (1 ساعت و 45 دقیقه) وقت دارین. توی آزمون اینترنتی تافل یه بخش جدید به نام «بخش گفتاری» وجود داره ولی در عوض قسمت ساختار که در آزمون کتبی وجود داره، حذف شده. گرامر هم بطور غیر مستقیم در بخش‌های مختلف آزمون مورد سؤال قرار می‌گیره. ضمناً خلاصه برداری هم در بخش شنیداری مجازه. در بخش نگارش باید به تایپ انگلیسی مسلط باشین. تعداد سؤالات در هر 4 بخش تافل اینترنتی (شنیداری، درک مطلب، گفتاری و نگارش) 30 تا سؤاله که در مجموع 120 سؤال میشه. هزینۀ ثبت نام در این آزمون حدود ۷۰۰ هزار تومنه و برای این کار باید به سایت سازمان سنجش مراجعه کنین.

2- آیلتس (IELTS): مدرک آیلتس هم مثل مدرک تافله و تفاوتش در نوع دانشگاهیه که می‌خواین واسۀ تحصیل انتخاب کنین. بعضی از دانشگاه‌ها مدرک تافل رو قبول دارن و بعضی دیگه آیلتس رو. اما در کل آزمون آیلتس مخصوص دانشجوهاییه که می‌خوان در یه دانشگاه انگلیسی زبان ادامه تحصیل بدن. خیلی از دانشگاه‌های کانادا، انگلیس، استرالیا و نیوزلند مدرک آیلتس رو به رسمیت می‌شناسن. ضمناً مدرک عمومی آیلتس واسۀ مهاجران کشورهای کانادا، استرالیا و نیوزلند الزامیه. آزمون آیلتس در واقع یه تافل انگلیسیه که در مقابل تافل آمریکایی قرار داره و به دو شکل آکادمیک و عمومی برگزار میشه. در آزمون آیلتس هر 4 بخش مهارت اصلی زبان سنجیده میشن که فقط قسمت‌های شنیداری و گفتاری در هر دو شکل آزمون (آکادمیک و عمومی) یکسانه. پس موقع ثبت نام حواستون به نوع آزمون باشه.

زمان پاسخگویی به قسمت‌های درک مطلب و نگارش، هر کدوم 1 ساعت، قسمت شنیداری 30 دقیقه و قسمت گفتاری 11 تا 14 دقیقه هست. زمان کلی آزمون تقریباً 2 ساعت و 45 دقیقه برای مجموع 82 سؤاله. سؤالات آیلتس از خیلی آسون تا خیلی سخت طراحی میشن و نمرۀ آزمون از صفر (ناآشنای کامل به انگلیسی) تا 9 (کاملاً مسلط به انگلیسی) هست. نمرۀ مورد قبول هر دانشگاه متفاوته، اما بطور کلی نمرۀ 9 عالی، 7 خوب، 5 متوسط و 3 ضعیف محسوب میشه. آزمون آیلتس در ایران برگزار میشه، اما باید حواستون رو جمع کنین و سراغ مؤسسات غیرفانونی نرین. در حال حاضر فقط 3 مرکز «آموزش عصر دین و دانش»، «آیلتس تهران» و «دانشگاه آزاد اسلامی» مجوز بین‌المللی و تأییدیۀ سازمان سنجش کشور رو دارن و بقیۀ مؤسساتی که ادعای برگزاری آزمون رو دارن، غیرقانونی هستن. هزینۀ این آزمون حدود ۷۰۰ هزار تومنه.

3- تولیمو (TOLIMO): بالاخره الان در هر رشته‌ای که درس بخونین، باید تا حدی به زبان انگلیسی مخصوص رشته‌تون تسلط داشته باشین. دانشگاه‌های مختلف کشور هم برای شرکت در آزمون تخصصی هر رشته، یه مدرک معتبر زبان عمومی می‌خوان و تولیمو یکی از مدارکیه که قبول دارن. تولیمو آزمون زبان انگلیسی پیشرفتۀ سازمان سنجشه و میگن آزمون استانداردیه واسۀ تعیین سطح زبان انگلیسی دانشجوهایی که می‌خوان توی آزمون دکترا شرکت کنن. البته شما در هر سنی که باشین برای سنجش دانش انگلیسی‌تون می‌تونین در این آزمون شرکت کنین و حتماً لازم نیست تا دورۀ دکترا صبر کنین. منتها این آزمون فقط در ایران برگزار میشه و همین جا هم معتبره.

آزمون تولیمو شامل 140 سؤال چهار گزینه‌ای در بخش‌های نوشتار (1 سؤال)، ساختار (40 سؤال)، درک مطلب (50 سؤال) و گفتار (50 سؤال) هست. برای پاسخگویی به این سؤالات در مجموع 150 دقیقه وقت دارین. بخش نوشتار نمرۀ جداگانه داره و نمرۀ اون بین 1 تا 6 هست که در کنار نمرۀ کل در کارنامه درج میشه. ضمناً نمرۀ هر قسمت آزمون در مقیاس معمول محاسبه و 10 برابر میانگین این نمرات به عنوان نمرۀ کل منظور میشه. در بخش شنیداری باید خوب حواستون رو جمع کنین، چون فقط یه بار از بلندگوها پخش میشه. در این آزمون نمرۀ بالاتر از 600 عالی، بین 520 تا 599 خوب، بین 480 تا 519 متوسط و کمتر از 479 ضعیف محسوب میشه.

4- MCHE: آزمون ادارۀ بورس و امور دانشجویان خارج وزارت علومه که اخیراً نامش به MSRT تغییر پیدا کرده. وزارت علوم هر یه ماه یه بار برگزارش می‌کنه. به درد اونایی می‌خوره که می‌خوان در آزمون دکترای وزارت بهداشت شرکت کنن (مثل ما تغذیه‌ای‌ها) یا کسایی که می‌خوان نمرۀ مصاحبۀ دکتراشون بیشتر بشه. در این آزمون هم 4 مهارت شنیداری، درک مطلب، لغت و ساختار مورد آزمایش قرار می‌گیرن. نمرۀ قبولی در این آزمون 50 به بالاست که البته در مواردی بسته به دانشگاه مورد نظر متغیره و از 45 تا 75 تغییر می‌کنه. این مدرک هم مثل تولیمو فقط در ایران اعتبار داره. آزمون نمرۀ منفی نداره ولی نمی‌تونین بلافاصله بعد از یه آزمون در آزمون بعدی شرکت کنین، ولی در آزمون‌های بعدی چرا. هزینۀ شرکت در این آزمون حدود ۵۰ هزار تومنه و مدرکش فقط تا ۲ سال اعتبار داره.

5- MHLE: وزارت بهداشت برگزارش می‌کنه. سطح آزمون در حد تافله و باید حداقل نصف نمره رو از کل بگیرین تا قبول بشین. اگه حد نصاب نمرۀ این آزمون یا یکی دیگه از آزمون‌های مورد تأیید وزارت بهداشت رو نیارین، اصلاً سر جلسۀ آزمون دکترای وزارت بهداشت راهتون نمیدن! توی این آزمون به مهارت گفتاری شما کاری ندارن. این آزمون دارای بخش شنیداری (شامل یه مونولوگ و دوتا دیالوگ)، ساختار و نگارش (شامل سؤالات ساختاری و چند گزینه‌ای) هست. در بخش ساختاری دو دسته سؤال وجود داره که در یکی باید جاهای خالی رو پر کنین و در دیگری عبارات اشتباه رو پیدا و اصلاح کنین. در بخش درک مطلب ۳ تا متن پزشکی میدن که باید به سؤالاتی که ازش مطرح میشن، پاسخ بدین. از اونجایی که بیشتر متون از حوزۀ سلامت و پزشکی انتخاب میشن، داوطلب‌های این آزمون هم باید زبان انگلیسی‌شون خوب باشه و هم سطح اطلاعات عمومی پزشکی‌شون بالا. این آزمون هر سال چند بار برگزار میشه، مدرکش فقط تا ۲ سال اعتبار داره و هزینه‌اش ۳۱ هزار تومنه.

علی پزشکی




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۲ توسط 



در قسمت نظرات پست «آشنایی با یک نابغه»، یکی دو نفر از دوستان، اشاره‌ای به حرفای آقای روازاده در مورد نمک دریا داشتن که طبق قولی که داده بودم، قرار شد در این زمینه توضیح بدم. هر چند که حرفای غیر علمی این آقا حتی ارزش خوندن نداره، چه برسه به نقد کردن‌، ولی از اونجایی که طیف وسیعی از مردم ما خام حرفای ایشون شده‌اند و از سراسر ایران به مطب‌شون میرن تا ویزیت بشن، لازم دونستم یکی از ادعاهای ایشون رو نقد کنم تا مردم ببینن که با چه آدمایی روبرو هستن. جالبه بدونین که مطب ایشون از مطب بزرگترین و سرشناس‌ترین متخصص تغذیۀ ایران هم شلوغ‌تره! بگذریم...

از اونجا که رواج مصرف نمک دریا از طریق تبلیغات وسیع آقای روازاده و مؤسسه‌شون به سرعت در جامعه در حال گسترشه، بهتره که در ابتدا ادعاهای مطرح شده توسط ایشون رو دربارۀ نمک دریا مورد بررسی قرار بدیم تا میزان صحت ادعاهاشون در این زمینه روشن بشه. آقای روازاده در یکی از سخنرانی‌هاشون که بصورت CD در سراسر جامعه پخش شده، دربارۀ نمک یددار اینطوری گفته‌اند: «نمک رو اخیراً فاسد کردن! به نام ید! این یدایی که تو نمک می‌زنن ید شیمیاییه و سرطان‌زاست گرچه بگن برای تیرویید خوبه! خوب آدم عاقل میاد چه فکری می کنه؟ میگه آقاجان ما نمیگیم ید بده! خوبه! باشه! ولی یه سؤال! اونی که یدش بالاس چرا باید بخوره!؟ اونی که یدش میزونه چرا باید بخوره؟! چون این جذب میشه دیگه! دفع نمیشه به این راحتی! شیمیاییه! خوب! پس ما میایم چیکار می‌کنیم؟ کاری رو می‌کنیم که اجداد ما می‌کردن! می‌گفتن یدی را ما میدیم به مردم بخورن که اگه نیاز بود برداره و نیاز نداشت دفع کنه! ید طبیعی! مثل نمک دریا! عطاری که برید همون عطاری که آدرسش رو دم در بهتون میدن، اونا دارن!»

نمک مورد تأیید حکیم دکتر روازاده!


اصولاً تفاوت چندانی به لحاظ ترکیب شیمیایی بین نمک دریا و نمک یددار وجود نداره، چون عناصر عمدۀ تشکیل دهندۀ این دو نوع نمک، سدیم(Na) و کلر(Cl) هستن و مقدار باقیماندۀ عناصر موجود در هر دوشون مثل کلسیم و منیزیم به هیچ وجه در حدی نیست که از نظر تأثیر بر سلامتی انسان، اختلاف معناداری رو ایجاد کنه. در مورد مقدار ید موجود در نمک دریا باید گفت که بر خلاف سخنان بی‌اساس آقای روازاده، میزان ید نمک دریا خیلی کمه. مطابق اطلاعات ارائه شده توسط مرکز بین المللی کنترل اختلالات ناشی از کمبود ید (ICCIDD)، بررسی‌های صورت گرفته بر روی نمک ۸۱ دریا و دریاچه در ۲۱ کشور دنیا نشون میده که بطور میانگین در هر کیلوگرم نمک دریا فقط 7/0 میلی‌گرم ید وجود داره. همون طور که خواننده‌های عزیز می‌دونن، مقدار نیاز روزانۀ یه فرد بالغ به ید بر اساس دو معیار معتبر بین المللی زیر تعیین میشه:


۱- Estimated Average Requirements) EAR): مقدار یدی که نیاز ۵۰ درصد از افراد رو در یه گروه سنی برآورده می‌کنه که بر اساس بررسی‌های صورت گرفته در افراد بالغ ۹۵ میکروگرمه.


۲- Recommended Dietary Allowances) RDA): مقدار یُدی که نیاز ۹۷ تا ۹۸ درصد از افراد رو در یه گروه سنی برآورده می‌کنه که بر اساس بررسی‌های صورت گرفته در افراد بالغ ۱۵۰ میکروگرمه.


به عبارت بهتر اگه فرد بالغی بخواد مطمئن بشه که دچار کمبود ید نمیشه، باید حتماً روزی ۱۵۰ میکروگرم (15/0 میلی‌گرم) ید دریافت کنه. با یه محاسبۀ ساده میشه متوجه شد که برای تأمین نیاز روزانۀ ید از نمک دریا، یه فرد بالغ باید روزی ۲۰۰ گرم نمک دریا مصرف کنه و این مقدار مصرف نمک یعنی خودکشی! از طرف دیگه با توجه به سرازیر شدن فاضلاب‌های صنعتی حاوی مواد بسیار سمی به داخل رودخانه‌ها، آیا درسته که ما نمک دریا رو که سرشار از مواد سمی مثل جیوه و آرسنیک هست، بدون تصفیه به خورد مردم بدیم؟! آقای روازاده در یکی دیگه از سخنرانی‌هاشون ادعا کرده‌اند که ید موجود در نمک کشورهای اروپایی فقط ۲ پی پی ام (PPM) و ید موجود در نمک دریاچۀ ارومیه 1/1 پی‌پی‌ام هست، در صورتی که بررسی‌های اخیر ICCIDD نشون میده که هر کیلوگرم نمک در کشوری مثل آلمان ۲۵ میلی‌گرم ید داره و این یعنی ۲۵ پی‌پی‌ام یا به تعبیر دیگه ۲۵ میکروگرم ید در هر گرم نمک طعام! حالا شما با توجه به اظهارات آقای روازاده که گفته نمک دریاچۀ ارومیه فقط ۱/۱ پی‌پی‌ام ید داره و بهترین نمک برای مصرفه، می‌تونین حدس بزنین که چه فاجعه‌ای با مصرف نمک این دریاچه رخ خواهد داد! ما حتی اگه فرض کنیم که مردم ایران مانند مردم آلمان و اندونزی به کمترین میزان ید در بین مردم دنیا نیاز دارن، بازم باید چیزی حدود 23 برابر مردم آلمان نمک مصرف کنن تا ید مورد نیاز بدن‌شون تأمین بشه! یعنی اگه یه آلمانی روزانه ۱۰ گرم نمک طعام بخوره، یه ایرانی باید روزانه ۲۷۰ گرم نمک دریای نمایندگی‌های آقای روازاده رو نوش جان کنه تا ید مورد نیاز بدنش رو دریافت کنه!

نمونه‌ای از تبلیغات آقای روازاده و مؤسسه‌شون در سایت‌های مختلف


شاید اغراق نباشه اگه بگیم که برنامۀ اضافه کردن ید به نمک موفق‌ترین و ارزان قیمت‌ترین برنامۀ پیشگیری از بیماری در تاریخ پزشکیه و علیرغم همۀ اینا به دلیل شیوع فقر و عدم وجود منابع مالی در خیلی از کشورهای فقیر جهان برای اضافه کردن ید به نمک، هنوز هم دو میلیارد نفر در سراسر دنیا از کمبود ید رنج می‌برن. حالا که در کشور ما این برنامه انجام شده، تازه عده‌ای مثل آقای روازاده پیدا شدن و می‌خوان با فروش نمک دریا به مردم با 10 برابر قیمت، یه شبه پولدار بشن! پولدار شدنی که سرانجام به گسترش کم کاری تیروئید و شیوع گواتر در بین مردم کشورمون منجر میشه...

علی پزشکی




نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ توسط 



قسمت پنجم: نامۀ جعلی چارلی چاپلین به دخترش

حدود 40 ساله كه ما ايرانی‌ها اصرار داريم يه نامۀ جعلی رو به نام چارلی چاپلين، مدام در فضای مجازی و نشریات و كتاب‌ها باز‌نشر کنیم. شهرت نامۀ جعلی چاپلين به دخترش در ايران به حدیه كه شايد با شهرت آثار اين نابغۀ سينما برابری كنه. این نامه با چنان تبحری نوشته شده که جای هیچ شک و شبهه‌ای واسۀ خوانندۀ مطلب باقی نمیذاره و این حس رو به خواننده میده که این نامه ساخته و پرداختۀ کسی غیر از این بازیگر طنزپرداز نیست! اما ماجرا از چه قراره؟ داستان به سالهای دهۀ پنجاه در دفتر مجلۀ «روشنفکر» برمی‌گرده.

فرج‌الله صبا از روزنامه‌نگاران اون سالها در شرح ماجرای این نامه میگه: «در مجلۀ روشنفکر تصمیم گرفتیم به تقلید از فرنگی‌ها ما هم یه ستون راه بندازیم که در اون نوشته‌های فانتزی به چاپ برسه. بهرحال می‌خواستیم طبع ‌آزمایی کنیم. این شد که در یه ستون، هر هفته، نامه‌هایی فانتزی به چاپ می‌رسید. اون بالا هم سرکلیشه «فانتزی» تکلیف همه چیز رو روشن می‌کرد. بعد از گذشت یه سال دیدم مطالب ستون تکراری شده. یه روز غروب به بچه‌ها گفتم مطالب چرا این‌قدر تکراری‌ هستن؟ گفتن: اگر زرنگی، خودت بنویس! خب، من هم سردبیر بودم. به رگ غیرتم برخورد و قبول کردم. رفتم توی اتاق سردبیری و معطل مونده بودم چی بنویسم که یهو چشمم افتاد به مجلۀ روی میز. روی جلدش عکس چارلی چاپلین و دخترش چاپ شده بود. همون‌جا در دم نامه‌ای از قول چاپلین به دخترش نوشتم. از اون طرف، صفحه‌ آرا هم فشار میاورد که زود باش! باید صفحه‌ها رو ببندیم. آخر سر هم این عجله کار دستمون داد و کلمۀ «فانتزی» از بالای ستون افتاد و همین باعث گرفتاری من طی این همه سال شد. بعد از چاپ این نامه مصیبت شروع شد. اون رو نوار می‌کردن، در مراسمهای مختلف دکلمه‌اش می کردن، توی رادیو و تلویزیون می‌خوندنش، جلوی دانشگاه‌ها می‌فروختنش و... هر چقدر که ما فریاد کشیدیم که آقا جان! این نامه رو چاپلین ننوشته، کسی گوش نکرد. بدتر اینکه به زبان ترکی استانبولی، آلمانی و انگلیسی هم منتشر شد! حتی در چند جلسه که خودم هم حضور داشتم، بازم این نامه رو خوندن و وقتی گفتم این نامه جعلی و زاییدۀ تخیل منه، ریشخندم کردن که چی میگی؟ ما نسخۀ انگلیسیش رو هم دیدیم

 
این نامۀ غیر واقعی علاوه بر دریافت مجوز انتشار در کتابهای متعدد از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پارسال توی نمایشگاه عفاف و حجاب مصلای بزرگ تهران توسط معاونت فرهنگی وزارت کشور به عنوان یکی از مستندات زشتی برهنگی به نمایش عموم گذاشته شد! حالا اين دروغ يكي از پرعمر‌ترين دروغ‌های رسانه‌ها و نشریات ایرانه و هنوز به زندگیش ادامه میده. این نامۀ جعلي در مقدمۀ چند کتاب هم منتشر شده و بهش استناد میشه. بویژه بخش مربوط به برهنگی در اون و توصیۀ اخلاقی چارلی چاپلین به دختر رقاصه‌اش جرالدین مورد توجه همه قرار گرفته. اين نامه در فضای نشر و مطبوعات ايران تا حدی واقعی جلوه كرده كه حتی در مقدمۀ کتاب معروف «حقوق زن در اسلام» نوشتۀ شهید مطهری، به اين نامه‌ اشاره شده! در حال حاضر، كار فقط به بازنشر اين نامۀ جعلي متوقف نشده و هنوز هستن كسانی كه وبلاگ‌شون رو در زمینۀ راز ماندگاری اين نامۀ جعلی به‌روز می‌کنن! وقتی در سال 1380 مایکل چاپلین (پسر چارلی چاپلین) مهمون جشنوارۀ فيلم فجر در تهران شد، به خبرنگارها گفت که پدرش اونقدر گرفتار بوده که فرصت نداشته برای بچه‌هاش نامه بنویسه؛ اما بازم کسی باورش نشد! مونده فقط مرحوم چارلي چاپلين خودش از گور دربیاد و بگه من اين نامه رو ننوشته‌ام! البته با اين وضع، بازم اميدی نمیره که باور كنيم اين نامه از بيخ و بن جعلیه! متن این نامه رو می‌تونین در ادامۀ مطلب بخونین.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ توسط 



تغذیه از معدود شاخه‌های علوم پزشکیه که نه تنها در بین اقشار تحصیل کردۀ جامعه بلکه در بین مردم هم طرفداران و علاقمندان زیادی داره. یکی از دلایل عمدۀ این علاقمندی مربوط به گسترش بیماری‌های مزمن ناشی از سوء تغذیه و چاقی در جامعه‌ و توجه بیشتر مردم به سلامتی‌شون نسبت به دهه‌های گذشته‌اس. روزانه خبرهای زیادی در خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها، اخبار صدا و سیما، سایت‌های خبری و... به اخبار سلامتی و بخصوص دنیای تغذیه اختصاص داده میشه و بسیاری از خانواده‌ها این خبرها رو دنبال می‌کنن. علاقۀ وافر مردم به حوزۀ تغذیه و سلامتی باعث شده تا افراد سودجویی وارد این عرصه بشن و با سوء استفاده از علاقۀ مردم به کسب شهرت و ثروت بپردازن. از طرف دیگه شاهد این هستیم که متأسفانه رسانه‌های عمومی نظیر روزنامه‌ها و صدا و سیما گاهی بدون تحقیق به مصاحبه با این افراد و دعوت اونا به برنامه‌های مختلف می‌پردازن و زمینۀ لازم برای فعالیت و کسب شهرت رو براشون فراهم می‌کنن! دستندرکاران حوزۀ سلامت و بخصوص اساتید تغذیه‌ای خودمون در دانشگاه‌های کشور هم که در مقابل چنین افراد سودجویی هیچ موضعی نمی‌گیرن و وظیفۀ اطلاع رسانی و آگاهی بخشی خودشون رو متأسفانه انجام نمیدن. در این پست می‌خوام به معرفی یکی از همین افرادی که بدون داشتن هیچ گونه اطلاعات پزشکی وارد دنیای بهداشت و سلامتی شده و هر چند وقت یه بار در حوزۀ تغذیه حرفای عجیب غریبی می‌زنه، بپردازم! این فرد کسی نیست جز: دکتر حسین روازاده!

دعوت صدا و سیما از افراد غیر متخصص: دکتر روازاده در برنامۀ نیمروز (شبکۀ ۳ سیما)

بدون شک تابحال اسم‌شون رو شنیدین. آقای دکتر همواره خودشون رو به عنوان متخصص تغذیه و کارشناس طب سنتی و اسلامی معرفی می‌کنن ولی ممکنه این سؤال براتون پیش اومده باشه که ایشون چه تحصیلاتی دارن؟ در وب‌سایت شخصی‌شون نوشته شده که ایشون در کشور ایتالیا به تحصیل در رشتۀ پزشکی پرداخته‌اند اما هیچ اشاره‌ای به نام دانشگاه و زمان تحصیل‌شون نشده! در ادامۀ زندگی‌نامۀ ایشون می‌خونیم: «دکتر روازاده در ادامۀ تحقیقات خویش مواد غذایی رایج در بازار را مورد بررسی قرار دادند و مواد ناسالم و سودازا را شناسایی کردند. با مطالعات فوق و با توجه به دیدگاه ایشان در خصوص مسائل سیاسی، به این نتیجه دست یافتند که یک دست مخوف پنهانی به نام صهیونیسم، مسئله تغذیۀ جهان را در اختیار گرفته و آنگونه که با منافع و خواسته‌های خود منطبق است با این ابزار مهم، دنیا را به بازی گرفته است». با توجه به این مطالب سؤالات متعددی برای مخاطب پیش میاد نظیر اینکه این آزمایش‌ها در کجا و کدوم مؤسسۀ علمی و یا آزمایشگاه صورت گرفته؟ از کدوم روش‌های معتبر علمی در انجام این آزمایشات استفاده شده؟ نتایج حاصل از این آزمایشات در نگارش چه مقاله‌هایی مورد استفاده قرار گرفته؟ این مقالات در کدوم مجلات داخلی یا خارجی منتشر شده؟ و ده‌ها سؤال دیگه... متأسفانه هیچ جوابی برای پاسخ به این سؤالات در وب‌سایت آقای دکتر پیدا نمیشه و موضوع از اونجایی جالبتر میشه که بدونین هیچ نوع مقالۀ علمی با نام دکتر حسین روازاده در مجلات معتبر علوم پزشکی داخلی و خارجی وجود نداره!

و باز هم دکتر روازاده در صدا و سیما! حضور در برنامۀ پارک ملت شبکۀ ۱

در حرفای دکتر روازاده میشه هزاران ادعای بی‌اساس رو پیدا کرد که متأسفانه نه تنها اعضاء جامعۀ تغذیه‌ای کشور در مقابل این ادعاها سکوت می‌کنن و هیچ موضعی نمی‌گیرن، بلکه کار به جایی رسیده که صدا و سیما هر از گاهی ایشون رو به عنوان متخصص تغذیه در برنامه‌های سلامتی دعوت می‌کنه تا مردم از نظرات ارزشمندشون بهره‌مند بشن! ایشون در خیلی از سخنرانی‌هاشون، با سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم حرفایی رو به خدا و قرآن و پیامبران نسبت میده که حتی فکر کردن به اونا مو به تن آدم سیخ می‌کنه! جالب اینجاست که بسیاری از این نسبت‌های عجیب در شهر قم و در حضور صدها طلبۀ معمّم مطرح شده و کسی هم هیچ اعتراضی نکرده! مثلاً به این جمله‌شون توجه کنین: «کره بخورین تا چربی خون‌تون تنظیم بشه؛ این فرمودۀ رسول خداست!» و خودتون دیگه تا آخر ماجرا رو برین... در ادامۀ مطلب به چند جملۀ قصار از ایشون اشاره می‌کنم تا عمق فاجعه رو متوجه بشین! جان من همه‌اش رو بخونین! قول میدم از خنده منفجر بشین!



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۲ توسط 



دکتر سید مرتضی صفوی، متخصص تغذیه و از اساتید دانشکده، در انتخابات جاری شورای شهر اصفهان به عنوان کاندیدا حضور پیدا کردن. بهبود وضعیت تغذیه و ترویج سلامت عمومی از جمله اهداف ایشون جهت شرکت در این انتخاباته. ورود ایشون رو به عرصۀ انتخابات به فال نیک می‌گیریم و براشون آرزوی موفقیت داریم...

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ توسط 


 

خرید شارژ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود