سوت پایان نیمه دوم هم به صدا درآمد. و دوباره چه زود گذشت! فرجهها هم در روزهای آخر به سر میبرند و دیگر زمان زیادی به شروع امتحانات پایان ترم نمانده است. یک ماهی که اگرچه سختترین و شاید پراسترسترین روزهای ترم باشد، ولی در عوض، تک تک لحظههایش همیشه به یادمان میماند. وقتی شب امتحان جرئت پلک زدن هم نداری و صبح که فقط با یک فرایند شرطی شدن به سمت دانشگاه میروی و ناخودآگاه خود را روی صندلی آخر کلاس میبینی، فقط برگههای در دست استاد است که ناگهان تو را به خود میآورد. و اینها یک ماه انتظار میخواهد تا به روز آخرین امتحانت برسی و با تحقیر به جزوههایت نگاه کنی. و زندگی در این یک ماه فقط میگذرد...

در این میان دیگر «تغذیه پاتوق» جایی در روزانههای ما ندارد! و سکوتی مرگبار اینجا رخنه میکند، سکوتی عاری از آرامش. اینها را به اقرار شمارنده گوشه وبلاگ میگویم. نظرات که هیچ! نمیشود نزدیکشان رفت! و این میشود که یک ماه، یک پاتوق میماند و یک بهاصطلاح مدیر تنها که برای خودش تنها زیر آلاچیق گوشه پاتوق مینشیند و استکان چاییاش را هورت میکشد و گهگاهی هم کتابی از زیر تخت در میآورد و میخواند؛ و شبها که از این سکوت خسته میشود، دست به قلم میشود و یک یادگاری روی ستونهای آلاچیق مینویسد تا بلکه روزی رهگذری بیاید و آن را بخواند...
مهدی صادقیان
عکس دو هفته گذشته: جناب آقای محمود رمضانی
.......................
تصویر این هفته

ترم ۴ تغذیه
سوال نظرسنجی شماره ۲۰: به نظر شما بداخلاقترین فرد مسئول در دانشکده چه کسی است؟
برای شرکت در نظرسنجی به کادر موجود در زیر شمارنده وبلاگ مراجعه نمایید. در صورت نیاز به توضیحات بیشتر میتوانید از طریق قسمت نظرات همین پست اقدام نمایید. همچنین در صورت انتخاب گزینه «سایر موارد»، فرد مورد نظر ذکر شود تا حتیالامکان به سایر گزینهها اضافه گردد.

در این شماره میخوانید:
بخش علمی: پرونده:فشارخون بالا/تغذیه در دوران نوزادی و کودکی/تغذیه ورزشی نوجوانان/خواص میوه انگور/کافه تغذیه:کدام روش پخت سالمتر است، صنعت نوشابه/طب سنتی و اسلامی
بخش فرهنگی: تفکر انتقادی/زندگی دوم/مصاحبه با دکتر صفوی/معرفی کتاب/تبریک/شعر دانشجویی/دلنوشته
عکس دو هفته گذشته: سرکار خانم الهام حسینی
.....................................
تصویر این هفته

ترم ۶ تغذیه
گویند در خیابانی در یکی از شهرهای بسیار دور، بانکی وجود دارد که اعتبار دوستیها را افزایش میدهد. کسی هنوز نمیداند پشت شیشههای دودیرنگ این بانک چه میگذرد و جز چند دستگاه شبیه خودپرداز بیرون زده از بریدگیهای متواتر شیشه، هیچ نشانی وجود ندارد. از سرتاسر دنیا پیر و جوان به تلاطم برای رسیدن به این آرمان شهر دوستیها هستند تا روزها در صف بایستند و اعتبار دوستیهایشان را با تنها دکمه این خودپردازها بیافزایند: «دوستت دارم»

گویند دست کم یک بار در سال باید حسابت را بروز کنی تا مسدود نشود. شایعه شده است بیشترین امتیاز را پیرمردی روستازاده داشته که با مرگ همسرش خودکشی میکند و بعد از آن جوانی که به درخواست معشوقهاش از او جدا میشود ولی هیچگاه حسابش را مسدود نمیکند. هنوز مردم از نفر سوم بیاطلاعاند.
همهچیز را برای سفر آماده کردهام. تمام ضروریات زندگیام را در کولهام گذاشتهام. راه بس طولانی در پیش است. میخواهم در کنار آن بانک دوستی چادری برپا کنم و باقی زندگیام را در گمنامی سپری کنم. شاید مردم هیچگاه نفر سوم را نشناختند...
مهدی صادقیان
پانزدهمین مهمان صندلی داغ
جناب آقای محمد حاجیان
ترم ۴ تغذیه

با تشکر از جناب آقای حاجیان و تمام کسانی که در این صندلی داغ شرکت نمودند. با پایان یافتن مهلت صندلی داغ، امکان درج نظر جدید وجود ندارد.
ضمن تشکر از تمامی دوستانی که به هر طریقی در انتشار این نشریه به ما کمک کردند به عرض خوانندگان این نشریه ادبی فرهنگی میرسانم که برای دریافت رایگان این نشریه میتوانند به تالار شریعتی یا دفتر کمیته تحقیقات دانشکده تغذیه یا به خود بنده مراجعه فرمایند.
پسانوشت: این نشریه طی مراسمی که در حیاط دانشکده برای جشنواره برگزار میشود نیز توزیع میگردد.
کارگاه End note
چهارشنبه و پنجشنبه،۱۰ و ۱۱ خرداد ماه
چهارشنبه: ۱۳:۳۰ الی ۱۵:۳۰
پنجشنبه: ۸ الی ۱۲
هزینه کارگاه: ۸۰۰۰ تومان
جهت ثبتنام به دفتر کمیته واقع در بال جنوبی دانشکده، طبقه اول، واحد امور اداری، روبروی روابط عمومی مراجعه فرمایید
زمان مراجعه: هر روز ساعت ۱۲ الی ۱۴
در صورت عدم حضور مسئولان کمیته در زمان تعیین شده، به آقای امین صالحی ابرقوئی، دانشجوی دکتری علوم تغذیه، اتاق 236 ]اتاق دانشجویان تحصیلات تکمیلی تغذیه و علوم غذایی(آقایان)[، واقع در قسمت امور اداری مراجعه فرمائید.
توجه: برای افراد عضو کمیته تحقیقات هزینه کارگاه نصف میباشد و اولویت با دانشجویان تحصیلات تکمیلی است.
صفحات تقویم را ورق میزنم. به ماه رجب که میرسم، کمی مکث میکنم. با یک دست، صفحه روبرویم را نگه میدارم و با دست دیگر صفحات گذشته را به سرعت ورق میزنم؛ تا به صفحه اول تقویمم میرسم. در این صفحات اندکی که گذشت، چه روزهایی که با شادکامی و فراغ سپری شد و چه سختیها و تلخکامیها که در پس آن خودنمایی نمود. و در میان اینها همیشه آرزوهایم بود که میماند و با خطخطیهای نامفهوم زندگی انس میگرفت و فریاد سکوتش را به زیرنویس تقویمم میفرستاد. و اکنون، که در تقویم زندگی به یک شب روشن رسیدهام، تمام زیرنویسها به قلب صفحه رسیدهاند و از کنج این زندان خالی از خیال، میخواهند فریادشان را آزادانه به آسمانها برسانند تا شاید کسی بشنود و نامه آزادیشان را امضا کند...

آری شب آرزوها... شبی که تمام فرشتگان پیغام آزادیمان را به زمین میآورند و ندای آرزوهایمان را لبیک میگویند.
مواظب آرزوهایمان باشیم...شاید به ما نیاز داشته باشند!
به رسم سالهای گذشته میتونین در قسمت نظرات این پست آرزوها، مشکلات و دردودلهاتون رو بنویسین تا در این شب عزیر، هنگام دعا همدیگه رو به یاد داشته باشیم...
مهدی صادقیان
عکس دو هفته گذشته: سرکار خانم مریم نصیر زاده
............................
تصویر این هفته

ترم ۲ تغذیه

