عکس چندین هفته گذشته: سرکار خانم مرجان آثاری
..................................
تصویر این هفته

ورودی مهر ۸۸
پذیرفته شدن خانمها پروانه صانعی، سمیه رجایی، سهیلا میرزائیان، مهسا مهرداد و آقایان شیرانیان و محمد روحانی از دانشجویان عزیز و شایستۀ دانشکدۀ تغذیه و علوم غذایی اصفهان را در مرحلۀ اول آزمون دکترا به این عزیزان تبریک عرض کرده و از طرف تمام دانشجویان تغذیۀ اصفهان برایشان موفقیت در سایر مراحل بعدی را از صمیم قلب آرزومندیم...


از دکترم پرسیدم میتونید کاری کنید؟؟گفت نه!
پرسیدم خارج چی؟ و باز هم جواب داد نه!!
ادامه مطلب
بمنظور تجلیل از پژوهشگران منتخب دانشگاه که بیشترین برونداد پژوهشی، ثبت اختراع و اکتشاف و بیشترین ارجاعات در نمایههای معتبر بین المللی را داشتند، در روز یکشنبه 19 آذرماه، مراسمی با حضور رییس دانشگاه، جمعی از معاونین و مدیران دانشگاه، اعضای هیات علمی، جمعی از محققین، فناوران و دانشجویان در مرکز همایشهای علمی دانشگاه برگزار شد.
در این مراسم از آقای دکتر احمد اسماعیل زاده به عنوان عضو هیئت علمی دارای بالاترین H-index در دانشگاه، عضو هیأت علمی دارای بیشترین مقاله Pubmed و ISI دانشکدۀ تغذیه و عضو هیأت علمی دارای بیشترین مقاله Pubmed و ISI مرکز تحقیقات امنیت غذایی تقدیر به عمل آمد.
همچنین از سرکار خانم دکتر لیلا آزادبخت به عنوان هیأت علمی دارای بیشترین ارجاعات ISI دانشکده تغذیه و علوم غذایی و هیأت علمی دارای بیشترین ارجاعات ISI مرکز تحقیقات امنیت غذایی تقدیر شد. از طرف همۀ دانشجویان تغذیه، کسب این عناوین ارزشمند را به این زوج خوشبخت تبریک عرض مینماییم...
هفدهمین مهمان صندلی داغ
سرکار خانم فرشته وحیدیان
ترم ۶ علوم تغذیه
با تشکر از سرکار خانم وحیدیان و همۀ عزیزانی که در صندلی داغ شرکت نمودند. با پایان یافتن مهلت صندلی داغ امکان درج نظر جدید وجود ندارد...
سخت بود ولی دلش را یکدل کرده بود که دل از خوش روترین جوان بنی هاشم ببُرد.علی که در چشم هایش خیره شد.طاقت نیاورد و گفت: برو پسرم،برو نگذار با تیر مژگان نگاهت بیش از این زخمی شوم.
برو پسرم چرا که "در یک دل جای دو دلدار نیست...!"
راست می گفت؛دلی که شوق وصال یگانه معشوق را در خود پرورانده بود جایی برای وابستگی به علی نگذاشته بود.حسین دل برید اما با این حال سخت بود آخرین نگاهش را نیز از شبیه ترین خلق به رسول خدا دریغ کند.
و علی چون سرو خرامانی که دارد دل از ریشه می برد،رفت و آرام آرام در نگاه کم سوی پدر محو شد.
....
حسین بنده بود و در لحظه لحظه ی عمرش بند ِخدا بود.
آری بنده بودن یعنی بند بودن و بند بودن یعنی یک رابطه ی طولی با خدا.رابطه و بندی که یک سرش بنده و یک سرش خداست.
و وقتی بند ِخدا می شوی چشمانت دیگر نه علی می بیند نه عباس می بیند و نه حتی شش ماهه ای که از فرط تشنگی به حالت تلذی1رسیده را....
وقتی بند ِخدا می شوی می توانی تنها تکیه کنی به او و سپس کل هستی ات را،بدن قطعه قطعه شده ات را،حرف های بی در و پیکری که زخم زده به پیکرت را ،همگی را خاک کنی در کربلا و بروی و ما گمان بریم تو خاک شدی در کربلا.
کسی که بند ِخدا می شود فکر و حرف و عملش همگی رنگ خدا می گیرد و آنجاست که حاضر نیست رضایت مردم و نفسش را بر رضایت خدایش مقدم بشمرد.و در این راه حاضرست حتی اتهام کفر بپذیرد ولی دست بیعت با کفر ندهد.
کسی که بند ِخدا می شود به آزادی بندگی می کند و کسی که بند ِغیر خدا می شود به ذلت بَردِگی!
آری حسین آزاده بود و تنها تسلیم و بند ِخدا بود.بندی که یک سرش حسین بود و یک سرش خدا...
و چون در کربلا سر حسینی ِبند را بریدند،حسین دیگر بی قید و بند رسید به خدا !
و مهم ترین نکته این جهان را برای زمینیان به کرسی نشاند که تا عبدالله نشوی عندالله نخواهی شد...
حسین رفت و تعبیر آیه ای شد چون:
"و من یسلم وجهه الی الله و هو محسن فقد استمسک بالعروه وثقی و الی الله عاقبه الامور"2
کسی که تمام خود را تسلیم خدا کند و با تمام وجود به بندگی او روی آورد قطعا به محکم ترین دستاویز(بند) چنگ زدست و فرجام کارش رستگاری است چرا که عاقبت همه ی کارها به سوی خداست.

....
گاهی در پیچ و خم این زندگی مادی یادمان می رود راهمان باید بندگی باشد و هدف مان در زندگی تنها رضایت معبود.خوشا به حال حسین و شهدایی که رفتند و اکنون نزد پروردگارشان در شادی مستان دارند روزی می خورند3.
و حالا در سکوت این روز های غریب تنهایی، تنها ما ماندیم و یک بار امانتی که بر شانه هایمان گاه سنگینی می کند و مسئولیت خطیری که در قبال رساندن این بار به سر منزل مقصود داریم.بار، بار ِسنگینی ست و راه نیز راه تاریکی ست که تنها چشمانی آن را خواهد دید که مزین به سرمه ی بصیرت باشد.
چرا که هنر نیز به دقت نظر در تشخیص حق و باطل میان سیاهی هاست.و گرنه اگر حقیقت را به روشنی نور خورشید می شد دید که مرد حق بودن هنر نبود؛
فقط کاش حواسمان باشد در این راه اگر پایمان لنگ خورد یا لرزه ی تردیدی کوچک دلمان را تهدید کرد،یک لحظه نظر کنیم به اباعبدالله مظهر عبد و بندگی.
چرا که حسین مصباح هدایت است و کشتی نجات.
پ ن :
1:اصطلاحی در زبان عرب به معنای حالتی بر اثر تشنگی مفرط که اگر آب هم به طرف برسانیم دیگر زنده نخواهد ماند.
2: آیه ۲۲سوره لقمان
3:آیه ۱۶۹ سوره آل عمران
سلام و عرض ادب خدمت همه دانشجوهای گل و باصفای پاتوق! هر چی تلاش کردم خوش تیپ و شیک بنویسم نشد! خلاصه به خوبی خودتون ببخشید! اول از علی عزیزم تشکر میکنم که این افتخار رو بهم داد تا در پاتوق بنویسم و آرزوی چند ساله من رو برآورده کرد! و دوم اینکه در این پست قصد دارم همه دانشجوهای توانمند و باصفای اصفهانی رو دعوت کنم به نخستین تارنمای علمی تغذیه شناسان ایران. این تارنما یا به عبارتی وبسایت (!) رو گروهی از دانشجوهای تغذیه طراحی کردن و براش کلی نقشه دارن!
هدف از ایجاد این تارنما به نوعی آفرینش بستری مناسب برای مطالعه، یادگیری، پژوهش و فعالیتهای علمی است؛ اون هم به دور از محدودیتهای مکانی- زمانی و همگام با فناوریهای روز دنیا... نوت نت دو قسمت آموزش و پژوهش داره؛ دقیقاً عین یه دانشگاه و سعی بر اینه که همه امکاناتی که در یه دانشگاه هست، در نوت نت به صورت مجازی قرار داده بشه؛ مثل کتابخونه، فیلم تدریس اساتید دانشکده های مختلف یا فیلم کارگاههای مختلف پژوهشی آموزشی تا همه از جای جای ایران بتونیم ازشون استفاده کنیم.

قصد ندارم خیلی در این پست سرتون رو درد بیارم، بنابراین آدرس سایت رو براتون میذارم تا خودتون سر بزنید! راستی! نوت نت یه وبسایت کاملا دانشجوییه و همه قسمتاش رو دانشجوهای مقاطع مختلف، از جای جای ایران اداره میکنن. اگه دوست داشتید که با نوت نت همکاری داشته باشید میتونید به اینجا مراجعه کنید. همچنین برای آگاهی از امکانات نوت نت و زمینۀ فعالیتهای نویسندگان میتونید به اینجا تشریف بیارید! اگه سوالی داشتید میتونید به hosata@yahoo.com یا info@nutnet.ir ایمیل بزنید یا مستقیم در تارنمای نوت نت کامنت بگذارید. خوب دیگه... منتظرتون هستیم! جای بچههای اصفهان در نوت نت خیلی خالیه... به جامعه بزرگ تغذیه شناسان ایران در نوت نت بپیوندید!
راستی آدرس وبسایت: http://www.nutnet.ir
حسین عطایی

