پدرم به اتاقم اومد. کنارم نشست. دستشو آروم رو شونه هام گذاشت و گفت:
دلم برات تنگ شده...

این حرف پدرم برای همیشه توی ذهنم حک شد و البته یه درس بزرگ بهم داد.
گاهی وقتا انقدر توی دغدغه های خودت فرو میری که هیچکس رو جز خودت نمیبینی. اونوقته که چشم باز می کنی و میبینی همه کنارت هستن اما هیچکس به تو نزدیک نیست و مطمئنم اون روزه که بزرگترین و غم انگیزترین شکست زندگیت رو خوردی...
گاهی وقتا وقت گذاشتن برای کسانی که دوستمون دارن و حضورمون براشون زندگی بخشه از هرکاری زیباتره...
مائده مرادی
کتاب اول: The GALE Encyclopedia of Diet
دانشنامۀ رژیم های غذایی Gale (چاپ ۲۰۰۸ میلادی) پر مراجعه ترین دانشنامۀ تخصصی تغذیه در دنیاست. این کتاب دو جلدی شامل تعریف و تفسیر رژیم های غذایی، برنامه های غذایی و مفاهیم تغذیه به شکل کاملاً متفاوتی از بقیۀ کتاب های مرجع تغذیه ای مثل کراوس و مدرنه. از نکات برجستۀ این دانشنامه، جمع آوری رژیم های غذایی خاصیه که واسۀ خواننده ها و به ویژه متخصصان تغذیۀ ایرانی، ناآشنا یا حداقل کم آشنا بوده.
هرچند عموماً به دانشنامه ها به عنوان یه مرجع واسۀ دسترسی به اطلاعات عمومی نگاه میشه، ولی این دانشنامه اونقدر مطالب نوین و جذابی داره که قطعاً مطالعه اش می تونه حتی دستمایۀ کارآزمایی های بالینی قرار بگیره! فقط کافیه یه نگاه به تعداد رفرنس های به کار رفته در این دانشنامه داشته باشین تا به وزن علمی بالاش پی ببرین! ویژگی بارز دیگۀ این دانشنامه، گردآوری اطلاعاتیه که حتی با پیشرفته ترین جستجوها، قابل رهگیری در هیچ کدوم از سایت های تخصصی مشهور تغذیه ای و علوم پزشکی یا کتاب های در دسترس نیست؛ چون دسترسی به بعضی اطلاعات تابع قوانین خاص کتابخانۀ بنیاد ملی علوم آمریکاست.

دانشنامۀ رژیم های غذایی Gale یه مرجع کامل واسۀ اطلاعات رژیم های غذایی و تغذیه ای هست که رژیم های عمومی مردم پسند و رژیم های اختصاصی درمانی رو در کنار اطلاعات پایۀ تغذیه و مباحث مرتبط با سلامتی گردآوری کرده. این کتاب همچنین ملاحظات تغذیه ای مرتبط با شرایط مختلف زندگی مثلاً سنین مختلف یا شرایطی مثل بارداری و شیردهی رو مطرح و نکات تغذیه ای مرتبط با هر کدوم از این شرایط رو با ریزبینی خاصی مورد توجه قرار داده. در کنار تأمین اطلاعات واسۀ دانشجویان تغذیه ای که مشتاق دونستن در خصوص رژیم های غذایی و تغذیه هستن، این کتاب منبعی در زمینۀ علم تغذیه و رژیم های غذایی هم هست. همۀ این موارد با زبان ساده و روان بیان شده و از بکار بردن اصطلاحات تخصصی تا حد ممکن جلوگیری شده. مشخصات این کتاب به قدری برجسته بوده اند که جوایز ارزنده و اظهارنامه های مختلف جهانی رو به دنبال داشته. جوایز تعلق گرفته به کتاب عبارتند از:
New York Public Library Best Reference Work
Outstanding Reference 2009
RUSA Outstanding Reference Sources for 2008
علی پزشکی
عکس چندین هفته گذشته: جناب آقای یونس الماسی
...............................
تصویر این هفته

ترم 2 تغذیه
نمی دونم باید چی بنویسم. نمی دونم باید از کجا شروع کنم. نمی دونم باید ریشه این بی فرهنگی ها رو در کجا جست و جو کرد. اینجا همون سی و سه پلی هست که روزگاری با دستان هنرمند معماران دوره صفویه بنا شد و حالا قرن هاست به عنوان نماد تاریخی و فرهنگی اصفهان شناخته میشه. اینجا همون سی و سه پلی هست که سالهاست به ثبت آثار تاریخی یونسکو رسیده. یعنی این سازه نه تنها یه اثر ملیه بلکه ارزش جهانی داره. نه تنها متعلق به ایران و ایرانیان که متعلق به کل بشریته... ترجیح میدم دیگه حرفی نزنم. حرفی نزنم و شما رو به دیدن این عکسهای دردآور دعوت کنم. خیلی خوب به این عکسها خیره بشین و ببینین داریم توی چه جامعه ای زندگی می کنیم...

ادامه مطلب
سه سال پیش وقتی «تغذیه پاتوق» متولد شد هدف مون ایجاد یه محیط مجازی شاد و فرهنگی همراه با بازگویی خاطرات و درد دل دانشجوها بود. حالا ماه ها از اون روز می گذره و فکر می کنم بر و بچه های تغذیه پاتوقی در زمینه تولید محتوا و ایجاد این محیط سالم و جوانانه کارنامه موفقی داشته اند. احساس می کنم حالا دیگه وقتشه که علاوه بر موضوعات متنوعی که در وبلاگ مطرح می کنیم، باید به بحث آموزش و پژوهش در رشته خودمون هم توجه ویژه ای داشته باشیم و کجا بهتر از پاتوق مجازی خودمون؟! از این به بعد بوسیله ایجاد چند بخش جدید در وبلاگ، بازوی علمی تغذیه پاتوق رو به امید تقویت روحیه پژوهشی در دانشجوهای تغذیه ای ایجاد خواهیم کرد. بخشهای جدید عبارتند از:
۱- کتابخونه: در این بخش به معرفی بهترین کتابهای تغذیه ای دنیا که در دانشگاههای بزرگ تدریس میشن و به عنوان رفرنس دانشجویان تغذیه ای مورد استفاده قرار می گیرن، می پردازیم. کتابهایی که هیچ اثری ازشون در کتابخونه دانشکده خودمون نیست!
۲- ایستگاه پژوهش: از اونجا که نحوه نگارش صحیح و علمی مقالات تغذیه ای برای ماها بسیار مهمه و همه مون از همین حالا باهاش سر و کار داریم، در این بخش به مرور زمان به معرفی نحوه نگارش مقالات تغذیه ای و قسمت های مختلف یه مقاله علمی خواهیم پرداخت.
۳- رژیم نامه: یعنی واقعاً زشته که الان یه دانشجوی تغذیه ای وقتی اسم رژیم دکتر آتکینز رو می شنوه با خودش بگه این دیگه چی چیه؟! در این بخش هربار یه رژیم غذایی عمدتاً معروف رو معرفی می کنیم و در موردش بحث خواهیم کرد.
۴- از اونور آب چه خبر؟!: در این بخش سعی خواهیم کرد تا ابعاد مختلف رشته تغذیه رو مورد ارزیابی قرار بدیم و مقایسه ای در زمینه وضعیت رشته تغذیه و اهمیت اون در نظام بهداشتی درمانی کشورهای پیشرفته با کشور خودمون داشته باشیم.
از همه دوستان نویسنده وبلاگ خواهش می کنم که بر اساس علایق و سطح اطلاعات شون در ارتباط با موضوع هر کدوم از این بخش ها، پست های خودشون رو بنویسن و این رسالت مهم رو برعهده بگیرن. از دوستان عزیز خواننده هم تقاضا دارم که اگه پیشنهادی در این رابطه دارن و یا احساس می کنن که جای یه بخش علمی دیگه بین این بخشها خالیه، ما رو از نظرات خودشون بی بهره نذارن. ممنون...
علی پزشکی
چقدر سخت است سخن گفتن از پایان. هیچوقت گمان نمیکردم در نوشتن تا این حد ناتوان باشم. بنویس ای قلم. تو برایم بنویس. تو که بیشتر از هرکس میدانی من نمیتوانم...

به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب
بد نیست حالا که فصل امتحاناته، به سفارش دوستان یه سری به فرهنگ لغت دانشجویی بزنیم و ببینیم این «جزوه» که اینقدر همه دانشجوها دنبالشن و براش گروه تشکیل میدن چیه! جزوه عبارت است از:

- گاهنامهای علمی-فرهنگی (با تشکر از اساتیدی که با خاطرهها، اشعار و مثالهاشون بخش فرهنگی رو پوشش میدن! والبته با سپاس فراوان از هیئت تحریریه که همون گروه محترم و زحمتکش جزوه نویسی باشن)
- دشمن آمار کتاب خوانی(اگه قبلا با احتساب کتب علمی، آمار کتابخوانی در کشورمون، یک دقیقه در روز بود، الان دیگه با اپیدمی شدن شعار «تکست رو بنداز یه گوشه/ جزوه بخون همیشه
» احتمالا با اعداد منفی سروکار داریم)
- همونی که خیالت راحته که گروه جزوه مینویسنش و بالاخره شب امتحان یه چیزی برای خوندن داری؛ پس وقتهایی که توی خونه هستی استرسی برای درس خوندن نداری و مدام مادر و پدر محترم رو میبینی که هردو یک صدا میگن: ما که دانشجو بودیم تفریح میکردیم اما درس هم میخوندیم؛ نه اینکه فقط کارمون رفت و آمد به دانشگاه باشه! تو هم با غرور سرت رو بالا میگیری و میگی: من همه مطالب رو به خوبی سر کلاس گوش میدم و یاد میگیرم آخه دیگه نباید نگران نوشتن جزوه باشم.
البته اونا خبر ندارن که سر کلاس ماکزیمم بعد از پنج دقیقه خوابت میگیره و میری تو عالم هپروت![]()
(البته من این آستانهی حاضرِ غایب شدن رو تونستم با نوشتن پارهای از صحبتهای اساتید -البته به صورت جسته گریخته
- به شدت بالا ببرم
امتحان کنید!)
- همونی که مدیر گروه جزوه باید به خاطرش کلی حرص بخوره که فلانی امروز که نوبت جزوه نوشتنش بوده نیومده که هیچ، نکرده لااقل از یکی از دوستاش بخواد که صدای استاد رو ضبط کنه! یا این که بعضی جزوهها به موقع نوشته نمیشن و...
- همونی که وقتی حسابی رفتی تو حس و داری سعی میکنی جملات اساتید رو بفهمی، یه جمله از نویسنده مثل: «من که خودم هم نفهمیدم چی شد!» توش پیدا میشه که تو رو به خنده میندازه، اما بعدش به این نتیجه میرسی که اگه این جمله نوشته نشده بود فکر میکردی تناقض جملات استاد تقصیر نویسندهست اما الان دیگه میدونی که کار، کار استاده!
- همونی که وقتی نمیدونی کدومش رو نداری که از روش کپی بگیری، به آخرش توجه میکنی و از روی شعرها یا جملههایی که نویسندگان محترم با آرزوی توجه خوانندگان به مفاهیم اونها نوشتن، نداشتههاتو پیدا میکنی![]()
بسه دیگه! بقیه تعاریف رو خودتون برین از فرهنگ لغت دانشجویی پیدا کنین.(البته خیالتون راحت، کتاب نیست، جزوهست!) من امتحان دارم و هنوز هیچ کدوم از جزوه هامو نخوندم!
شقایق امامی
روز ها سپری میشدند و جوان دلخسته از کابوس نگاه مردم در پی قضاوتی منصفانه بیدرنگ به کرانهی تخیل روی آورد. اندیشهاش را از روزنهی باریک زمان گذراند و به یاد قصههای ایام کودکی، در خلوت سرد و مرده، خود را با نقش جادوگر پیر داستان در آینهی سحرآمیز روزگار نگریست. به امید این که این بار هم مثل همیشه آینه، اعتماد شکستهاش را به او باز گرداند.
پس با سوالی بس تلخ، آینه را در ناگزیری محض قرار داد و پرسید:
ای آینه ی جادویی، باید به من بگویی کیست زیباتر از من در این جهان.
اما.....آینه این بار با پنهان کردن خلوص نگاهش تلاش کرد انعکاس چهره ی جوان را به او نشان ندهد و چین و شکن روح یخزدهی او را چنان در میان انگشتان خود کشد که ذرهای از آن دل جوان را بیش از این نیازارد.
عاقبت با صدایی لرزان پاسخ داد: زیباتر از تو در این جهان کسی نیست.
افسوس...

افسوس که دروغ آینه این بار نتوانست حصار خندههای جوان را بشکند.
شاید اگر آینه دروغ نمیگفت جوان باور میکرد، همه با واقعیت کنار آمدهاند و این بیشتر از ترحم خوشحالش میکرد.
هاله هاشمی
ولی نکته جالب و ارزشمندی که کسب این رتبه اول را در جشنواره امسال، نسبت به ۳ چشنواره ی قبلی حائز اهمیت بیشتری میکرد. پیدا شدن رقیب سرسختی چون دانشگاه تبریز بود که تا واپسین لحظات برای کسب این رتبه با ما رقابت تنگاتنگ داشت.
همچنین عدم وجود کادر دانشجویی جشنواره مانند کادر دانشجویی چهل برگ در سال گذشته نیز شرایط را برای کسب این رتبه برای ما سختتر کرده بود.
با این حال دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بالاخره توانست با ثبت ۴۳۲۴ اثر و شرکت ۱۰۷۳دانشجو در مرحله ثبت اوليه آثار نسبت به تبریز با ثبت۴۲۳۷ و شرکت ۹۱۶ دانشجو پیشی بگیرد. و پیشتاز این مرحله از جشنواره شود. این درحالیست که دانشگاه شهید بهشتی با اختلاف زیادی با دو رتبه فوق یعنی ۹۷۱ اثر و شرکت ۲۶۹ دانشجو رتبه سوم این جشنواره را کسب کرده است.

...امیدواریم در مرحله نتایج کشوری نیز دانشگاهمان بتواند همچون سه جشنواره قبلی در اصفهان، مشهد و گلستان این بار نیز در کرمان با کسب رتبه های برتر آثار مربوطه مغرورانه رتبه نخست را کسب نماید.
....
بیربط نوشت!:دشمن بداند با حمله سایبری و عملیات هک و حذف اکانت ما، ما را سر سختانه به تلاش و ثابت قدمی در این راه تشویق می کند![]()
محمد حاجیان
به اطلاع کلیه دوستان میرساند متأسفانه به دلیل حمله سایبری شب گذشته به وبلاگ، مشکلاتی در اکانتهای برخی نویسندگان و پستها ایجاد شده است. مراتب قانونی از طریق پلیس فتا در دست پیگیری است. جزئیات بیشتر متعاقبن اعلام میشود. از تمامی نویسندگان تقاضا میشود در اسرع وقت اقدام به تغییر رمز ورودشان نمایند. از صبر و حمایت همیشه شما سپاسگزاریم...
مهدی صادقیان
بالاخره قرعه بهنام من افتاد. باید نهایت استفاده رو از امروزم ببرم. امروز میخوام زودتر از همیشه از خواب بیدار شم ولی قبل از اینکه از جا بلند شم میخوام یه کمی با خودم خلوت کنم، یه قرار مدارائی با خودم بذارم، یه قولهائی به خودم بدم. میخوام پیش خودم ریش گرو بذارم. پس باید یه کاری کنم که شرمنده خودم نشم! بعد پردهها رو کامل کنار میزنم، پنجره رو باز میکنم و به نفس عمیق میکشم، طوری که ششهام حال بیان و از هر چی آلودگیه پاک بشن. امروز باید وجودم از هر بدی و ناپاکی مبرا باشه. امروز میخوام یه جور دیگه زندگی کنم، یه جور جدید، اون طوری که دوست دارم، البته ضمن در نظر گرفتن قوانین و احترام به حقوق دیگران!
امروز میخوام از دریچه قلبم دنیا رو نگاه کنم. میخوام خوبیهاشو ببینم و بدیهاشو نادیده بگیرم. بدون دلسردی، پرخاش و غرغر! امروز میخوام توجهام به رنگهای خوب دنیا باشه، رنگهای روحبخش و جوندار. راستی بهنظر تو دنیا چه رنگیه؟ خوشبختی چی؟ فرانسویها میگن خوشبختی زوریه! ولی به نظر من هر کسی میتونه تو عالم خودش، برای اون یه رنگ انتخاب کنه. من امروز میخوام زندگی جدیدی رو به خودم هدیه کنم. امروز میخوام یه گیاه همیشه سبز بکارم. میخوام عادتهای بدم رو کنار بذارم. تصمیمهای جدی بگیرم. میخوام اخلاق خوبی داشته باشم. امروز میخوام همه رو ببخشم، میخوام دست از گله و شکایت بردارم، پشت سر هیچکس حرف نزنم. توی ترافیک بیخودی بوق نزنم، حق عابر پیاده رو رعایت کنم. امروز میخوام به دوستی که خیلی وقته ازش خبری ندارم یه سری بزنم، میخوام برای مادرم بدون مناسبت گل بخرم، به رفتگر محلهمون خداقوت بگم، به بچهها لبخند بزنم و به بزرگترها احترام بذارم.

امروز به روز استثنائیه، روز وصله، روز عشقه، روز تعالی و تجلیه، روز تعلیم و یادگیریه، روز بخششه، روز سلامتی، فکرهای خوب، صبر و تحمل، روز مقاومت و پیگیری، روز پیشرفت، پیروزی، روز موفقیت! امروز رو از دست نده! فقط همین امروز رو! امروز میخوام چیزائی رو که بهشون احتیاجی ندارم و جامو تنگ کردن به کسانی بدم که به کارشون میاد. امروز میخوام یه خونهتکونی حسابی بکنم. هم اتاقم رو، هم دلم رو! پس فقط همین امروز چیزای غیرضروری و مخرب ممنوع! بیحوصلگی، افسوس، درد، کینه، غرور، حسادت، دروغ، لجبازی، فضولی و... ممنوع! تخمه، نوشابه، شکلات، تنبلی ممنوع! امروز میخوام بیست بگیرم و به همه بیست بدم. اصلاً امروز روز بیستییه! امروز هیچ چیز کوچک و بیارزشی نمیتونه منو ناراحت کنه و یا از کوره در ببره. امروز رو میخوام برای خودم و خدام زندگی کنم. امروز میخوام بهترین بنده خدا باشم جوری که خودش هم کیف کنه! امروز میخوام به اولین قاصدکی که میبینم یه پیغام بدم تا بیاد و حرفهائی رو که همیشه میخواستم بهت بگم و نتونستم، برات بگه بعد بسپرمش دست باد. فقط امروز قاصدک رو رد نکن...
پسانوشت: امروز خیلی خوب گذشت... جوری که همیشه دلم میخواست باشه. حالا دیگه خورشید غروب کرده ولی امروز چه فرقی با روزای دیگه داشت؟! خورشید سر ساعت طلوع کرد و سر ساعت غروب! همه چیز سرجای خودش بود، مثل همیشه! هر چی به دور و برم نگاه میکنم هیچ تغییری نمیبینم! همه چیز مثل سابقه! پس تغییر کجا بود؟! خوب که فکر میکنم متوجه میشم که امروز هیچ تفاوت و تمایزی با روزای دیگه نداشت و تنها چیزی که فرق کرده بود و مثل روزای قبل نبود، خود من بودم! امروز اگه روز خاصی شد برای این بود که من آدم خاصی شده بودم. امروز رو من تغییر دادم! من ساختمش! یعنی قبلاً هم میتونستم این کارو بکنم؟! چرا تا حالا به این فکر نیفتاده بودم؟ چه روزائی رو از دست دادم، حیف! ولی هنوزم دیر نشده! هنوز زندگی جریان داره! اگه من امروزم رو تغییر دادم پس حتماً میتونم روزای دیگه رو هم تغییر بدم! امروز من تونستم چون خواستم! بنابراین اگه فردا و پسفردا و پسونفردا هم بخوام میتونم! پس حالا میتونم بگم که هر روز، روز منه! هر روز قرعه به نام من میفته! و هر روز رو به نام من مینویسن! انتخاب با منه؛ یا می تونم بگم صبح بخیر خدا جون یا بگم خدا بخیر کنه!
علی پزشکی
