جهان همواره آبستن افرادی است که در گلوگاههای تاریخ، با ظهورشان حیات بشر را روحی تازه میبخشند و در اوج گرمای حوادث روزگارشان با غروبی ناگهانی، بشریت را با انبوه رودخانههای پرتلاطم تنها میگذارند. و این، انسان است که با تن دادن به امواج، سدی مالامال ذرات وجودش در مقابل بنا مینهد.

انسان؟
انسان کیست؟ من کیستم؟ همان که در آینه میبینم؟ رفتند و ما نیز روزی از اینجا میرویم؟ به کجا؟ ناروا نیست که زندگی باید پایان یابد؟ «کاش مرده به دنیا میآمیدم تا امید به زنده شدن داشتیم»
جهان چگونه به وجود آمد؟ پیوسته وجود داشته؟
خدا...؟
و صدها سوال دیگر...
حیاتیترین و طبیعیترین سوالات...پیش پا افتاده ترین و عادی ترین سوالات؛ از آن جهت که ما دیگر آن کودکی نیستیم که با چشمانی باز باتعجب به اطرافمان بنگریم و همواره به دنبال روابط و دلایل موجودیت و چرایی باشیم و زمان که میگذرد با آنها کنار میآییم. مادر آموخته است که انسان نمیتواند پرواز کند، کودک هنوز این را نیاموخته است.
و اینان همان فیلسوفاناند که در زندگی همانند کودک حساس میمانند...
وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا [آل عمران-۱۹۱]
مهدی صادقیان
به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی غذا، کانون تغذیه دانشکده علوم و صنایع غذایی در نظر دارد جشنی را مطابق روال هرساله برگزار نماید. از دانشجویان عزیز جهت شرکت در این مراسم دعوت بعمل میآید.
زمان : سهشنبه ۲۶ مهرماه از ساعت ۳ الی ۶ بعدازظهر
مکان : تالار لقمان، مجموعه تالارهای گسترش

به ادامه مطلب مراجعه نمایید
مهدی صادقیان
ادامه مطلب
صدای شر شر آب توی گوشم زمزمزه میکرد، صدای آروم بلبل، کم کم یه نوای ملایم آهنگ که انگار از اون دور دورا به گوش میرسید، واضحتر میشد، صدای بلبل بلندتر شد و همینطور صدای دلنواز اون موزیک بلند و بلندتر میشد، با خودم گفتم تو میتونی، چشماتو باز کن...تلاش کن...نه، نمیشه...نمی تونم....چرا تو میـتونی.... بالاخره تونستم، چشمامو باز کردمو با زحمت دستم رو زدم روی Stop، خوب شد صدای آهنگ زیبای The voice of nature رو قطع کردم وگرنه کم کم صدای عقاب و شاهین و شیر و پلنگ و... هم بلند میشد.

به ادامه مطلب مراجعه کنید
عاطفه حجتی
ادامه مطلب

بازم پاییز، بازم مهرماه دیگه شد فصل دانشگاه
یه روز ابره، یه روز آفتاب بازم جزوه جای کتاب
یه لحظه چشمامو بستم دیدم وای، سال سه هستم
زدم بر سر، با دو دستم چرا چیزی بلد نیستم؟
سوادمون کمه، دوستان به خیر یاد دبیرستان
از لحاظ بار علم، هر سال بودیم ما بهتر از پارسال
چیه؟ شدید افسرده؟ میخواید بخندید یه خرده؟
دادم زحمت به این جانب دهم شرحی در این قالب
سر کلاس یک استاد عجب اتفاقی افتاد...
برای آگاهی از اصل ماجرا به "ادامه مطلب" مراجعه کنید.
شقایق امامی
ادامه مطلب
فصل امتحانات ترم اول سال دوم دبیرستان

به ادامه مطلب مراجعه کنید
مائده مرادی
ادامه مطلب
آخرین تیترهای خبری، اولین محتوایی است که شما را به خود جذب میکند. این بار به جای عکس جناب دکتر شیرانی، میشود عکس یکی از دانشکدههای دانشگاه را مشاهده کرد. دو تیتر اول، مربوط به موفقیت چشمگیر دانشآموختگان مقطع کارشناسی دانشکدههای مدیریت و اطلاعرسانی و توانبخشی است. آمار قبولی آنها همانطور که در تصویر مشخص شده، به ترتیب ۳۲ و ۳۰ نفر است.

دانشکده ما - البته اگر بشود اسمش را دانشکده گذاشت - طبق آمار، بالغ بر ۳۰ نفر پذیرفتهشده در مقطع کارشناسی ارشد در دو رشته تغذیه و علوم بهداشتی داشته است. حال این سوال مطرح است که آیا مسئولین مربوطه از تعداد قبولیهای دانشجویان دانشگاه خودشان خبر ندارند؟ که اگر این گونه باشد نشان از بیاهمیتی و عدم تعقیب علمی دانشجویان است؛ و یا بر سایت منصوب به خودشان نظارت کافی ندارند؟
مهدی صادقیان
دی دید، دی دید، دی دید
ساعت بالای سرت زنگ میزند. زیر لب غر و لندی میکنی، به طرف شانهات چرخی میزنی و در حالی که سرت را از بالش بلند کردهای چشمهایت را به سختی باز میکنی، نگاهی به ساعت میاندازی و دوباره سر را روی بالش میگذاری...
چشمهایت را باز میکنی، روانداز را با لگد به طرفی پرت میکنی. ناگهان بلند میشوی و مینشینی. چشمهایت کامل باز نمیشود. گردنت را میچرخانی. نور آفتاب چشمهایت را میبندد. ضربان قلبت تندتند میزند. چقدر گرم است...
لنگان لنگان به طرف دستشویی میروی. میروی داخل و مینشینی ادامه خوابت را میروی! گردنت به طرف پایین پرتاب میشود و از جا میپری!
بی اهمیت از کنار آینه رد میشوی. موهایت قابل پیشبینی است. بی اختیار به سمت آشپزخانه میروی. قوری را برمیداری و به همان چایی سرد شده بسنده میکنی.

امـــــید؛
امید همیشه در زندگی حرف اول را میزند. این امید است که انگیزه میتراشد. امید است که هدف میآفریند و باز امید است که ما را به هدف میرساند. رابطه هدف و امید متقابل است. هدف را با امید انتخاب میکنی و همان هدف برای تو امید به ارمغان میآورد. در انتخاب هدف لازم نیست آنقدر به دوردستها بنگری که راهت را گم کنی. هدف را برای یک ساعت آیندهات انتخاب کن. لازم نیست آنقدر هدف بزرگ باشد که دستیافتن به آن غیرممکن شود. همه رودها در نهایت به دریا ختم میشوند.
هماکنون که این مطلب را میخوانی، back ground دسکتاپ را با عکس بالا جایگزین کن. کاغذ و قلم کنار دستت را بردار و یادداشت کن. بزرگترین هدفت را در بالای صفحه بنویس. چقدر با هدف نهایی فاصله داری؟ همان مقدار پله نیاز داری...پلهها همان هدفهای دستیافتنی است. آنقدر هدفهایت را خرد کن که به برنامه یک ساعت آیندهات برسی.
یک ساعت زمان کمی است برای گذران وقت، ولی زمان زیادی است برای بهرهمندی از وقت...
شما برای یک ساعت آینده خود چه تدبیری دیدهاید؟
مهدی صادقیان
بحث تفکیک جنسیتی از همان اوایل انقلاب مطرح بود. این طرح بعد از انقلاب در مدارس اجرا گردید، اما در دانشگاهها با مخالفتهایی که شد، ناتمام ماند.

م.ا.ز
به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب
