چیستان شمارۀ ۲
مطمئناً تا به حال تو کتابهای تغذیهای خودمون خوندین که در بیماریهای مزمن فرد دچار کمخونی میشه. یا به عبارت دیگه «کمخونی ناشی از بیماریهای مزمن» اتفاق میفته. چیزی که در اکثر این بیماریهای مزمن مثل دیابت، بیماریهای قلبی- عروقی و... مشترکه، این نکته هست که ما شرایط التهاب رو داریم؛ یعنی بدن در شرایط التهابی قرار میگیره و این شرایط التهابیه که مسبب کمخونی میشه. البته خود این کمخونی ایجاد شده به کاهش روند التهاب کمک میکنه و در واقع یه مکانیسم دفاعی برای مقابله با التهابه.

امروزه از این اتفاق با عنوان «Hypoferremia of Inflammation» نام برده میشه. یعنی کاهش آهن خون در اثر التهاب. شما فکر میکنید اولاً چه عاملی مسئول این کاهش آهن تو شرایط التهابیه؟ این کاهش آهن چه سودی داره؟ و اینکه آیا تو این شرایط نیازه که فرد مکمل آهن دریافت کنه یا نه؟
فاطمه یعقوبلو
پاسخ چیستان اول: با عرض پوزش از خوانندگان گرامی به دلیل وقفۀ درازمدتی که بین پستهای «چیستانهای تغذیهای» به وجود اومد. از این به بعد سعی خواهیم کرد مثل سایر بخشهای وبلاگ، این بخش هم بطور پیوسته بهروز بشه. اما چیستان اول ما در مورد «پارادوکس فرانسوی» بود و از شما پرسیده بودیم چرا با وجود مصرف بیشتر چربیهای اشباع توسط فرانسویها نسبت به آمریکاییها، خطر بیماریهای قلبی- عروقی در فرانسویها کمتره؟ از جمله علل این پدیده میشه به دریافت کالری کمتر توسط فرانسویها، مصرف مقدار متوسط شراب قرمز و الکل، مصرف زیاد فیبرهای محلول مانند انواع نخودها، میوهها و سبزیجات، دریافت مقدار زیاد اسیدهای چرب غیراشباع در قالب روغن زیتون و انواع مغزها، سبک زندگی ثابت، زمان بندی منظم برای غذا خوردن و... اشاره کرد. قریب به اتفاق دوستان، به این پاسخهای صحیح اشاره کرده بودن، اما کسی که کاملترین پاسخ رو داد، سرکار خانم نگار سیاه پوش بودن. از همین حالا میتونین پاسخهای خودتون رو در مورد چیستان شمارۀ ۲ در قسمت نظرات همین پست بنویسین...
یکی از بحثها و مشکلات اساسی که همواره بین متخصصان تغذیه با پزشکان در کشور ما وجود داشته، بحث بر سر حق رژیم نویسی برای بیمارانه. کارشناسان و متخصصان تغذیه حق رژیم غذایی نوشتن برای مراجعه کنندگان رو تنها منحصر به خودشون میدونن و در مقابل پزشکان عقیده دارن که اونا هم میتونن در این زمینه فعالیت کنن. از اونجا که قوانین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تنها معیار و ملاک ما برای داوری در این زمینه هست، با استناد به آیین نامهها و دستورات کتبی این وزارتخونه سعی خواهیم کرد تا به این بحث جنجالی، پاسخ حقوقی و قانونی بدیم. کارشناسان و متخصصان تغذیه عقیده دارن که آشنایی با مفاهیم اولیۀ تغذیه طی 2 واحد درسی که جزو سرفصلهای آموزشی برخی از گروههای پزشکی و بهداشتیه، مؤید صلاحیت این گروهها برای رژیم درمانی نیست و اگه گذروندن این 2 واحد درسی برای مشاورۀ رژیم درمانی کفایت میکرد، چه نیازی به صرف بودجه و وقت برای تربیت نیروی انسانی متخصص در رشتۀ علوم تغذیه بود؟!

بخشنامۀ اول: بر طبق این آیین نامه، پزشکان مجاز به درج عبارت «تغذیه و رژیم درمانی» در تابلوی مطبشون نیستن و فقط کارشناسان و متخصصان تغذیه مجاز به این کار هستن
بر اساس مصوبۀ شمارۀ 24457/18 مورخ 13/4/85 شورای عالی سازمان نظام پزشکی، پزشکان میتونن در کنار عنوان پزشک عمومی در تابلوی خودشون، به نوشتن اسامی سه رشتۀ تخصصی پزشکی که علاقمند به فعالیت در اون هستن، اقدام کنن. با توجه به بخشنامۀ شمارۀ 10090/2/س مورخ 29/8/85 رئیس مرکز نظارت و اعتباربخشی امور درمان (تصویر بخشنامۀ اول)، تغذیه و رژیم درمانی و سایر عناوین مانند مامایی، فیزیوتراپی، شنوایی سنجی، کار درمانی و... جزو تخصصهای رشتۀ پزشکی محسوب نمیشن و بنابراین پزشکان عمومی مجاز به درج این عناوین در تابلوی مطبشون نیستن.

بخشنامۀ دوم: بر طبق این بخشنامه، پزشکان هیچ گونه اجازهای مبنی بر رژیم نویسی برای بیماران و افراد سالم ندارن
الان همه دیگه میدونن که تفاوتهای عمدهای بین دورههای بازآموزی 1 تا 3 روزه و دورههای تخصصی مصوب معاونت آموزشی وزارت بهداشت در قالب کریکولومهای سرفصل دروس دانشگاهی وجود داره که با هدف تربیت نیروهای تخصصی در هر یک از رشتهها طراحی شدهاند و مدرک شرکت در یه دروۀ کارآموزی چند ساعته به معنای مجاز بودن فرد واسۀ ارائۀ خدمات تخصصی در هر کدوم از رشتههای پزشکی محسوب نمیشه. در خصوص دورههای بازآموزی رژیم درمانی هم که سایر گروهها معتقدن در صورت گذروندن اونا میتونن به رژیم درمانی بپردازن، به بخشنامۀ 52068/س مورخ 31/6/88 معاونت سلامت وزارت بهداشت (تصویر بخشنامۀ دوم) اشاره میکنیم که در اون به صراحت ذکر شده که «پزشکان و همکاران محترم بخشهای بهداشت و درمان شرکت کننده در این دورههای آموزشی، نه تنها مجاز به ارائۀ رژیم درمانی بیماران (سلیاک، دیابت و...) نیستن، بلکه حتی مجاز به ارائۀ رژیمهای لاغری و چاقی هم نخواهند بود.»
علی پزشکی
سرکار خانم دکتر هاله صدرزاده از اساتید علوم تغذیۀ دانشگاه تهران و دبیر انجمن تغذیۀ ایران که مدتی در بستر بیماری به سر میبردند و در وضعیت کما قرار داشتند، صبح امروز دار فانی را وداع گفتند. از افتخارات و تلاشهای ایشان در دوران حیات میتوان به نوشتن دهها عنوان مقاله در حوزۀ علوم تغذیه و رژیم درمانی، تربیت و پرورش صدها دانشجوی علوم تغذیه، سرپرستی معاونت بینالملل دانشکدۀ علوم تغذیۀ دانشگاه تهران و... اشاره کرد.

این ماتم جانگداز را به بازماندگان و نیز خانوادۀ علوم تغذیۀ کشور صمیمانه تسلیت عرض نموده و برای آن مرحومه علو درجات و برای خانواده ایشان صبر از درگاه ایزد منان مسئلت داریم.
قسمت سوم: فرضیۀ بارکر
شاید تا به حال این مطلب رو شنیده باشین که نوزادان با وزن کم هنگام تولد (LBW) در معرض خطر ابتلا به چاقی و بیماریهای قلبی- عروقی در سالهای بزرگسالی زندگی هستن! اما در خصوص اینکه این مطلب تا چه حد ثابت شده هست و اینکه چه کسی برای اولین بار اون رو بیان کرده خیلی حرفی به میون نیومده. شاید جالب باشه که بدونید حدوداً بیست سال پیش، در بریتانیا یک اپیدمیولوژیست به نام «دیوید بارکر» مسئول بررسی علت شیوع بالای بیماری قلبی- عروقی در یکی از شهرهای بریتانیا به نام «هرتفورد شایر» شد. بارکر با مطالعات گستردۀ خودش نشون داد که در بریتانیا نسبت بالای بیماریهای قلبی- عروقی در نقاطی دیده میشه که مرگ و میر شیرخواران در دهههای پیش در اونجا بالا بوده.

بارکر برای اولین بار این فرضیه رو پیشنهاد کرد که شاید بشه علت بیماریهای قلبی- عروقی رو در دوران کودکی افراد جستجو کرد؛ به همین خاطر تعدادی از افراد بزرگسال رو که به بیماری قلبی- عروقی مبتلا بودند انتخاب کرد و با مراجعه به پرونده بهداشتی اون افراد در دوران کودکی شون به نتیجه جالبی رسید! بارکر مشاهده کرد که اکثر افراد مبتلا به بیماری قلبی- عروقی، در دوران کودکی جزء نوزادان LBW بودن. نتیجه ای که بارکر بهش دست پیدا کرده بود برای اولین بار در سال 1995 در مجلۀBritish Medical Journal با نام «فرضیۀ بارکر» مطرح شد؛ اینکه بیماریهای بزرگسالی افراد میتونن ریشههای جنینی داشته باشن. این فرضیه امروزه بطور وسیعی پذیرفته شده و در زمینه های مختلفی داره روش کار میشه. مجله Time در سال 2010 از این فرضیه و تحقیقات انجام شده در این زمینه با نام New Science نام برده.

متخصصان اپیدمیولوژی امروزه مشغول تحقیق در زمینه ریشههای جنینی بیماریهای مزمن هستن و سعی میکنن با مطالعه در این زمینه تا حد زیادی شیوع روزافزون بیماریهای مزمن رو کاهش بدن. اونها در بسیاری از مطالعات خودشون بیان کردن که سلامتی یک شخص فقط مربوط به زندگی فردی اون شخص نمیشه، بلکه تغذیه مادر در دوران بارداریش میتونه تا حد زیادی مسبب بیماری در سنین بزرگسالی فرزندش باشه. حتی در برخی موارد گفته شده که سلامت دختران جوان در سنین باروری، میتونه بر روی سلامت دو نسل بعد از خودشون اثر داشته باشه! بنظر میرسه برای کنترل خیلی از بیماریهای مزمن باید با دید وسیعتری به این بیماریها نگاه کنیم و برای پیشگیری از بروز این بیماریها اقدامات لازم (که البته یکی از راههای مهم پیشگیری در این زمینه داشتن تغذیه سالمه) رو خیلی زودتر از این حرفا شروع کنیم.
فاطمه یعقوبلو
در پنجاهمین جلسۀ شورای عالی برنامهریزی علوم پزشکی، برنامه آموزشی «دکتری تخصصی رشتۀ سیاستهای غذا و تغذیه» به تصویب رسید و از این به بعد این رشتۀ تحصیلی در دانشگاههای متقاضی راه اندازی میشه. دورۀ دکترای رشتۀ سیاستهای غذا و تغذیه (phD in Food and Nutrition policy) یه رشتۀ چند تخصصیه که به مطالعۀ مراحل سیاستگذاری در دامنۀ طیف نظام غذا و تغذیه شامل عرضه، توزیع و مصرف با دورنمایی از کلان تا خرد و با چشماندازهای کوتاه مدت و بلندمدت میپردازه. این رشته همچنین با تحلیل اثرات و عواقب بالقوۀ سیاستهای کلان و خرد بر امنیت غذا و تغذیه و نتایج ایجاد تغییر در این سیاستها سر و کار داره. هدف کلی از ایجاد این رشته تربیت و پرورش تعداد قابل ملاحظهای از فارغ التحصیلان طراز جهانیه که در تحلیل، تدوین، طراحی، اجرا، پایش و ارزیابی سیاستها و برنامههای غذا و تغذیه، کارآمد باشن.

مدارک تحصیلی مورد نیاز برای شرکت در آزمون ورودی دکترای رشتۀ سیاستهای غذا و تغذیه: دانشنامۀ دکترای عمومی پزشکی، دندون پزشکی، داروسازی یا دانشنامۀ کارشناسی ارشد رشتههای علوم تغذیه، علوم بهداشتی در تغذیه، اقتصاد بهداشت، مدیریت خدمات بهداشتی، اپیدمیولوژی، آموزش بهداشت، آمار زیستی، صنایع غذایی (گرایش کنترل کیفی) و بهداشت و ایمنی مواد غذایی.
درسها و ضرایب آزمون ورودی دکترای رشتۀ سیاستهای غذا و تغذیه: تغذیه اساسی و کاربردی (ضریب 4)، آمار حیاتی (ضریب 2)، اقتصاد خرد (ضریب 2)، اصول و مدیریت برنامه ریزی راهبردی (ضریب 1) و جامعه شناسی پزشکی (ضریب 1).
تعداد واحدهای درسی دکترای رشتۀ سیاستهای غذا و تغذیه: 24 واحد اختصاصی اجباری، ۶ واحد اختصاصی اختیاری و 20 واحد پایان نامه.
طی حکمی از سوی آقای دکتر محمدحسن طریقت منفرد (وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی)، خانم دکتر لیلا آزادبخت از اساتید عزیز و گرانقدر دانشکده برای مدت یک سال به عنوان عضو هیأت ممتحنه و ارزشیابی رشتۀ علوم تغذیه منصوب گردیدند. این انتخاب شایسته را به ایشان تبریک عرض مینماییم...

از اونجایی که مصرف چربی در بروز چاقی و بیماریهای قلبی- عروقی دخیله، بسیاری از کارشناسان اجرای طرح «مالیات بر چربی» (Fat Tax) رو پیشنهاد میکنن. در این طرح هر غذایی که چربی زیادی داره، ازش مالیات اضافی جهت عدم ترغیب تولید کنندگان و خریداران گرفته میشه. هدف از اخذ مالیات بر چربی، محدود کردن مصرف مواد غذایی پرچرب و استفاده از پول کسب شده در راه بهبود امکانات مالی جهت تهیۀ غذاهای سالمه. موافقان میگن هر دلار که به نرخ یه همبرگر اضافه میشه، ضربهای علیه چاقی در جامعه هست؛ اما مخالفان این طرح عقیده دارن که گروههای اجتماعی- اقتصادی پایینتر، از این نوع غذاها بیشتر استفاده میکنن و بنابراین مالیات بر چنین غذاهایی، بر ضد افراد فقیرتر جامعه هست. اونا همچنین طرحهایی مثل کم کردن مالیات برای افرادی که در فعالیتهای ورزشی شرکت میکنن و یا کاستن از هزینۀ ورزشگاهها و باشگاههای ورزشی رو پیشنهاد میکنن. اگرچه مزایای چنین کاهش مالیاتی بیشتر شامل اونایی میشه که درآمد بیشتری دارن و قادر به پرداخت حق عضویت باشگاه هستن.

دو سال پیش دولت دانمارک اولین دولتی بود که در راستای طرح مالیات بر چربی، قانونی رو وضع کرد که طبق اون از خوراکیهایی که بیش از 3/2 درصد چربی داشتن، مالیات بیشتری گرفته میشد و محصولات لبنی، گوشت و خوراکیهای فرآوری شده رو در برمیگرفت. بعد از وضع این قانون، قیمت مواد خوراکی پرچرب افزایش زیادی پیدا کرد و به همین دلیل دولت دانمارک عقب نشینی کرد و بعد از 1 سال این قانون رو لغو کرد. نظر شما در مورد این طرح چیه؟ آیا طرح مالیات بر چربی میتونه راهی برای پیشگیری از چاقی و بیماریهای قلبی- عروقی در جامعه باشه؟ آیا چنین طرحی قابلیت اجرایی در ایران داره؟ شما با این طرح موافقین یا مخالف؟ در نظرسنجی شرکت کنین و دلایل خودتون رو در قسمت نظرات این پست بگین.
نظرسنجی شمارۀ ۲۳: آیا با اجرایی شدن «طرح مالیات بر چربی» در ایران موافق هستین؟
قسمت دوم: معرفی معروفترین آزمونهای زبان انگلیسی
مدتهاست پای دانشجوها واسۀ ادامۀ تحصیل به اون طرف آب باز شده و اهمیت دونستن یه زبان بینالمللی برای همه روشن شده. از طرفی چند سالیه که تب تحصیلات تکمیلی در کشور بالا گرفته و هر ساله تعداد زیادی از دانشجوها به دلیل نداشتن نمرۀ زبان کافی، توی مصاحبۀ دکترا رد میشن. هر روز اسامی آزمونهای جدیدی به گوش میرسه که همین طور در حال تکثیرن؛ هر کدوم به بهانهای و برای یه کار جدید. الان حتی طوری شده که وزارت بهداشت و علوم خودمون هم دست به کار شدهاند و آزمون زبان طراحی میکنن! توی این پست قراره واسۀ دانشجوهایی که برای ادامۀ تحصیل، عزم سفر به اون طرف آب رو دارن یا به دنبال ادامۀ تحصیل توی همین کشور خودمون هستن، ۵ تا مهمترین آزمونهای زبان ایران و جهان رو بطور مختصر معرفی کنیم تا قبل از دست به جیب شدن و پرداخت هزینۀ ثبت نام، ببینین اصلاً مدرک این آزمون به کارتون میاد یا نه.
1- تافل (TOEFL): با اینکه این روزا و با مد شدن آیلتس و GRE کمتر اسم تافل رو میشنویم، اما هنوز هم اگه قصد تحصیل در کشوری مثل آمریکا رو دارین، باید مدرک تافل بگیرین. در مجموع واسۀ بیش از 4000 کالج و دانشگاه در سراسر جهان، هنوز این مدرک معتبره. علاوه بر این، مهاجرهایی که شغلهای حرفهای دارن، برای ادامۀ فعالیتهاشون دائماً به یه رتبۀ تافل نیاز دارن. البته نمرۀ کسب شده در این آزمون فقط تا 2 سال اعتبار داره. تافل بچه معروف آزمونهای زبانه و هنوز هم خیلیها فکر میکنن کسی که تافل داره، زبانش عالیه؛ اما خیلی از دارندگان مدرک تافل معتقدن شما اگه مهارتهای لازم واسۀ آزمون تافل رو داشته باشین، با انگلیسی متوسط هم میتونین نمرۀ خوبی بگیرین.
تافل به دو شکل کتبی (PBT) و اینترنتی (IBT) برگزار میشه که شکل اینترنتیش رایجتره. آزمون کتبی از سه بخش شنیداری (50 پرسش)، ساختار و نگارش (40 پرسش) و درک مطلب (50 پرسش) تشکیل شده که برای پاسخگویی به 140 پرسش اون، 115 دقیقه (1 ساعت و 45 دقیقه) وقت دارین. توی آزمون اینترنتی تافل یه بخش جدید به نام «بخش گفتاری» وجود داره ولی در عوض قسمت ساختار که در آزمون کتبی وجود داره، حذف شده. گرامر هم بطور غیر مستقیم در بخشهای مختلف آزمون مورد سؤال قرار میگیره. ضمناً خلاصه برداری هم در بخش شنیداری مجازه. در بخش نگارش باید به تایپ انگلیسی مسلط باشین. تعداد سؤالات در هر 4 بخش تافل اینترنتی (شنیداری، درک مطلب، گفتاری و نگارش) 30 تا سؤاله که در مجموع 120 سؤال میشه. هزینۀ ثبت نام در این آزمون حدود ۷۰۰ هزار تومنه و برای این کار باید به سایت سازمان سنجش مراجعه کنین.

2- آیلتس (IELTS): مدرک آیلتس هم مثل مدرک تافله و تفاوتش در نوع دانشگاهیه که میخواین واسۀ تحصیل انتخاب کنین. بعضی از دانشگاهها مدرک تافل رو قبول دارن و بعضی دیگه آیلتس رو. اما در کل آزمون آیلتس مخصوص دانشجوهاییه که میخوان در یه دانشگاه انگلیسی زبان ادامه تحصیل بدن. خیلی از دانشگاههای کانادا، انگلیس، استرالیا و نیوزلند مدرک آیلتس رو به رسمیت میشناسن. ضمناً مدرک عمومی آیلتس واسۀ مهاجران کشورهای کانادا، استرالیا و نیوزلند الزامیه. آزمون آیلتس در واقع یه تافل انگلیسیه که در مقابل تافل آمریکایی قرار داره و به دو شکل آکادمیک و عمومی برگزار میشه. در آزمون آیلتس هر 4 بخش مهارت اصلی زبان سنجیده میشن که فقط قسمتهای شنیداری و گفتاری در هر دو شکل آزمون (آکادمیک و عمومی) یکسانه. پس موقع ثبت نام حواستون به نوع آزمون باشه.
زمان پاسخگویی به قسمتهای درک مطلب و نگارش، هر کدوم 1 ساعت، قسمت شنیداری 30 دقیقه و قسمت گفتاری 11 تا 14 دقیقه هست. زمان کلی آزمون تقریباً 2 ساعت و 45 دقیقه برای مجموع 82 سؤاله. سؤالات آیلتس از خیلی آسون تا خیلی سخت طراحی میشن و نمرۀ آزمون از صفر (ناآشنای کامل به انگلیسی) تا 9 (کاملاً مسلط به انگلیسی) هست. نمرۀ مورد قبول هر دانشگاه متفاوته، اما بطور کلی نمرۀ 9 عالی، 7 خوب، 5 متوسط و 3 ضعیف محسوب میشه. آزمون آیلتس در ایران برگزار میشه، اما باید حواستون رو جمع کنین و سراغ مؤسسات غیرفانونی نرین. در حال حاضر فقط 3 مرکز «آموزش عصر دین و دانش»، «آیلتس تهران» و «دانشگاه آزاد اسلامی» مجوز بینالمللی و تأییدیۀ سازمان سنجش کشور رو دارن و بقیۀ مؤسساتی که ادعای برگزاری آزمون رو دارن، غیرقانونی هستن. هزینۀ این آزمون حدود ۷۰۰ هزار تومنه.
3- تولیمو (TOLIMO): بالاخره الان در هر رشتهای که درس بخونین، باید تا حدی به زبان انگلیسی مخصوص رشتهتون تسلط داشته باشین. دانشگاههای مختلف کشور هم برای شرکت در آزمون تخصصی هر رشته، یه مدرک معتبر زبان عمومی میخوان و تولیمو یکی از مدارکیه که قبول دارن. تولیمو آزمون زبان انگلیسی پیشرفتۀ سازمان سنجشه و میگن آزمون استانداردیه واسۀ تعیین سطح زبان انگلیسی دانشجوهایی که میخوان توی آزمون دکترا شرکت کنن. البته شما در هر سنی که باشین برای سنجش دانش انگلیسیتون میتونین در این آزمون شرکت کنین و حتماً لازم نیست تا دورۀ دکترا صبر کنین. منتها این آزمون فقط در ایران برگزار میشه و همین جا هم معتبره.
آزمون تولیمو شامل 140 سؤال چهار گزینهای در بخشهای نوشتار (1 سؤال)، ساختار (40 سؤال)، درک مطلب (50 سؤال) و گفتار (50 سؤال) هست. برای پاسخگویی به این سؤالات در مجموع 150 دقیقه وقت دارین. بخش نوشتار نمرۀ جداگانه داره و نمرۀ اون بین 1 تا 6 هست که در کنار نمرۀ کل در کارنامه درج میشه. ضمناً نمرۀ هر قسمت آزمون در مقیاس معمول محاسبه و 10 برابر میانگین این نمرات به عنوان نمرۀ کل منظور میشه. در بخش شنیداری باید خوب حواستون رو جمع کنین، چون فقط یه بار از بلندگوها پخش میشه. در این آزمون نمرۀ بالاتر از 600 عالی، بین 520 تا 599 خوب، بین 480 تا 519 متوسط و کمتر از 479 ضعیف محسوب میشه.

4- MCHE: آزمون ادارۀ بورس و امور دانشجویان خارج وزارت علومه که اخیراً نامش به MSRT تغییر پیدا کرده. وزارت علوم هر یه ماه یه بار برگزارش میکنه. به درد اونایی میخوره که میخوان در آزمون دکترای وزارت بهداشت شرکت کنن (مثل ما تغذیهایها) یا کسایی که میخوان نمرۀ مصاحبۀ دکتراشون بیشتر بشه. در این آزمون هم 4 مهارت شنیداری، درک مطلب، لغت و ساختار مورد آزمایش قرار میگیرن. نمرۀ قبولی در این آزمون 50 به بالاست که البته در مواردی بسته به دانشگاه مورد نظر متغیره و از 45 تا 75 تغییر میکنه. این مدرک هم مثل تولیمو فقط در ایران اعتبار داره. آزمون نمرۀ منفی نداره ولی نمیتونین بلافاصله بعد از یه آزمون در آزمون بعدی شرکت کنین، ولی در آزمونهای بعدی چرا. هزینۀ شرکت در این آزمون حدود ۵۰ هزار تومنه و مدرکش فقط تا ۲ سال اعتبار داره.
5- MHLE: وزارت بهداشت برگزارش میکنه. سطح آزمون در حد تافله و باید حداقل نصف نمره رو از کل بگیرین تا قبول بشین. اگه حد نصاب نمرۀ این آزمون یا یکی دیگه از آزمونهای مورد تأیید وزارت بهداشت رو نیارین، اصلاً سر جلسۀ آزمون دکترای وزارت بهداشت راهتون نمیدن! توی این آزمون به مهارت گفتاری شما کاری ندارن. این آزمون دارای بخش شنیداری (شامل یه مونولوگ و دوتا دیالوگ)، ساختار و نگارش (شامل سؤالات ساختاری و چند گزینهای) هست. در بخش ساختاری دو دسته سؤال وجود داره که در یکی باید جاهای خالی رو پر کنین و در دیگری عبارات اشتباه رو پیدا و اصلاح کنین. در بخش درک مطلب ۳ تا متن پزشکی میدن که باید به سؤالاتی که ازش مطرح میشن، پاسخ بدین. از اونجایی که بیشتر متون از حوزۀ سلامت و پزشکی انتخاب میشن، داوطلبهای این آزمون هم باید زبان انگلیسیشون خوب باشه و هم سطح اطلاعات عمومی پزشکیشون بالا. این آزمون هر سال چند بار برگزار میشه، مدرکش فقط تا ۲ سال اعتبار داره و هزینهاش ۳۱ هزار تومنه.
علی پزشکی
عکس گذشته: سرکار خانم ریحانه مانیا
.................................
تصویر این هفته

ورودی 89
.....................................
سلام دوستان. این آخرین تصویری هست که بنده افتخار دارم به عنوان پست " کودکی در اوج بهار زندگی " بگذارم. از اونجایی که متاسفانه جز بچه های ورودی خودمون سعادت دیدار سایر دوستان رو ندارم ، دیگه برام مقدور نیست عکسی بگیرم. از همه ی عزیزانی که لطف داشتند و در این زمینه من رو راهنمایی و کمک کردند یک دنیا ممنونم و از کسانی هم که این بخش رو بیهوده میدونستند و تحمل کردند، بینهایت سپاسگذارم. خیلی دوستون دارم و بهترینها رو براتون آرزو میکنم.
عکس بالا : سرکار خانم سروین اخباری
در قسمت نظرات پست «آشنایی با یک نابغه»، یکی دو نفر از دوستان، اشارهای به حرفای آقای روازاده در مورد نمک دریا داشتن که طبق قولی که داده بودم، قرار شد در این زمینه توضیح بدم. هر چند که حرفای غیر علمی این آقا حتی ارزش خوندن نداره، چه برسه به نقد کردن، ولی از اونجایی که طیف وسیعی از مردم ما خام حرفای ایشون شدهاند و از سراسر ایران به مطبشون میرن تا ویزیت بشن، لازم دونستم یکی از ادعاهای ایشون رو نقد کنم تا مردم ببینن که با چه آدمایی روبرو هستن. جالبه بدونین که مطب ایشون از مطب بزرگترین و سرشناسترین متخصص تغذیۀ ایران هم شلوغتره! بگذریم...
از اونجا که رواج مصرف نمک دریا از طریق تبلیغات وسیع آقای روازاده و مؤسسهشون به سرعت در جامعه در حال گسترشه، بهتره که در ابتدا ادعاهای مطرح شده توسط ایشون رو دربارۀ نمک دریا مورد بررسی قرار بدیم تا میزان صحت ادعاهاشون در این زمینه روشن بشه. آقای روازاده در یکی از سخنرانیهاشون که بصورت CD در سراسر جامعه پخش شده، دربارۀ نمک یددار اینطوری گفتهاند: «نمک رو اخیراً فاسد کردن! به نام ید! این یدایی که تو نمک میزنن ید شیمیاییه و سرطانزاست گرچه بگن برای تیرویید خوبه! خوب آدم عاقل میاد چه فکری می کنه؟ میگه آقاجان ما نمیگیم ید بده! خوبه! باشه! ولی یه سؤال! اونی که یدش بالاس چرا باید بخوره!؟ اونی که یدش میزونه چرا باید بخوره؟! چون این جذب میشه دیگه! دفع نمیشه به این راحتی! شیمیاییه! خوب! پس ما میایم چیکار میکنیم؟ کاری رو میکنیم که اجداد ما میکردن! میگفتن یدی را ما میدیم به مردم بخورن که اگه نیاز بود برداره و نیاز نداشت دفع کنه! ید طبیعی! مثل نمک دریا! عطاری که برید همون عطاری که آدرسش رو دم در بهتون میدن، اونا دارن!»

نمک مورد تأیید حکیم دکتر روازاده!
اصولاً تفاوت چندانی به لحاظ ترکیب شیمیایی بین نمک دریا و نمک یددار وجود نداره،
چون عناصر عمدۀ تشکیل دهندۀ این دو نوع نمک، سدیم(Na) و کلر(Cl) هستن و مقدار باقیماندۀ
عناصر موجود در هر دوشون مثل کلسیم و منیزیم به هیچ وجه در حدی نیست که از نظر
تأثیر بر سلامتی انسان، اختلاف معناداری رو ایجاد کنه. در مورد مقدار ید موجود در
نمک دریا باید گفت که بر خلاف سخنان بیاساس آقای روازاده، میزان ید نمک دریا خیلی
کمه. مطابق اطلاعات ارائه شده توسط مرکز بین المللی کنترل اختلالات ناشی از کمبود
ید (ICCIDD)، بررسیهای صورت گرفته بر روی نمک ۸۱ دریا و دریاچه در ۲۱ کشور
دنیا نشون میده که بطور میانگین در هر کیلوگرم نمک دریا فقط 7/0 میلیگرم ید وجود
داره. همون طور که خوانندههای عزیز میدونن، مقدار نیاز روزانۀ یه فرد بالغ به
ید بر اساس دو معیار معتبر بین المللی زیر تعیین میشه:
۱- Estimated Average Requirements) EAR): مقدار یدی که نیاز ۵۰ درصد از افراد رو در یه گروه سنی
برآورده میکنه که بر اساس بررسیهای صورت گرفته در افراد بالغ ۹۵ میکروگرمه.
۲- Recommended Dietary Allowances) RDA): مقدار یُدی که نیاز ۹۷ تا ۹۸ درصد از افراد رو در یه گروه سنی
برآورده میکنه که بر اساس بررسیهای صورت گرفته در افراد بالغ ۱۵۰ میکروگرمه.
به عبارت بهتر اگه فرد بالغی بخواد مطمئن بشه که دچار کمبود ید نمیشه، باید حتماً
روزی ۱۵۰ میکروگرم (15/0 میلیگرم) ید دریافت کنه. با یه محاسبۀ ساده میشه متوجه
شد که برای تأمین نیاز روزانۀ ید از نمک دریا، یه فرد بالغ باید روزی ۲۰۰ گرم نمک
دریا مصرف کنه و این مقدار مصرف نمک یعنی خودکشی! از طرف دیگه با توجه به سرازیر
شدن فاضلابهای صنعتی حاوی مواد بسیار سمی به داخل رودخانهها، آیا درسته که ما
نمک دریا رو که سرشار از مواد سمی مثل جیوه و آرسنیک هست، بدون تصفیه به خورد مردم
بدیم؟! آقای روازاده در یکی دیگه از سخنرانیهاشون ادعا کردهاند که ید موجود در
نمک کشورهای اروپایی فقط ۲ پی پی ام (PPM) و ید موجود در نمک دریاچۀ ارومیه 1/1 پیپیام هست، در صورتی که
بررسیهای اخیر ICCIDD نشون میده که هر کیلوگرم نمک در کشوری مثل آلمان ۲۵ میلیگرم ید
داره و این یعنی ۲۵ پیپیام یا به تعبیر دیگه ۲۵ میکروگرم ید در هر گرم نمک
طعام! حالا شما با توجه به
اظهارات آقای روازاده که گفته نمک دریاچۀ ارومیه فقط ۱/۱ پیپیام ید داره و
بهترین نمک برای مصرفه، میتونین حدس بزنین که چه فاجعهای با مصرف نمک این دریاچه
رخ خواهد داد! ما حتی اگه فرض کنیم که مردم ایران مانند مردم آلمان و اندونزی به
کمترین میزان ید در بین مردم دنیا نیاز دارن، بازم باید چیزی حدود 23 برابر مردم
آلمان نمک مصرف کنن تا ید مورد نیاز بدنشون تأمین بشه! یعنی اگه یه آلمانی
روزانه ۱۰ گرم نمک طعام بخوره، یه ایرانی باید روزانه ۲۷۰ گرم نمک دریای نمایندگیهای
آقای روازاده رو نوش جان کنه تا ید مورد نیاز بدنش رو دریافت کنه!

نمونهای از تبلیغات آقای روازاده و مؤسسهشون در سایتهای مختلف
شاید اغراق نباشه اگه بگیم که برنامۀ اضافه کردن ید به نمک موفقترین و ارزان
قیمتترین برنامۀ پیشگیری از بیماری در تاریخ پزشکیه و علیرغم همۀ اینا به دلیل
شیوع فقر و عدم وجود منابع مالی در خیلی از کشورهای فقیر جهان برای اضافه کردن ید
به نمک، هنوز هم دو میلیارد نفر در سراسر دنیا از کمبود ید رنج میبرن. حالا که
در کشور ما این برنامه انجام شده، تازه عدهای مثل آقای روازاده پیدا شدن و میخوان
با فروش نمک دریا به مردم با 10 برابر قیمت، یه شبه پولدار بشن! پولدار شدنی که
سرانجام به گسترش کم کاری تیروئید و شیوع گواتر در بین مردم کشورمون منجر میشه...
علی پزشکی
