چند شب پیش داشتم با مامانم در مورد اهانت به پیامبر حرف میزدیم. مامانم یه داستان تعریف کردن. تقریبا هممون شنیدیمش. یه پدر و پسری بودن که هرروز رو سر پیامبر خاکستر میریختن. پیامبر وقتی میرفتن خونه حضرت فاطمه در حالی که اشک تو چشماشون میومد خاکستر ها رو از سر و لباس پیامبر پاک میکردن. یه روز پیامبر میبینن این پدر و پسر خاکستر نمیریزن. میرن در خونشون میفهمن پدره مریض شده. پیامبر هم به عیادتش میرن. پدره از روی خجالت هر طرف پیامبر مینشستن روشو بر میگردونه. بالاخره این پدر و پسر هم اشهد رو میخونن و مسلمون میشن. این داستانو گفتم تا بدونیم چه پیامبری داریم. می بینین، پیامبر ما همش رحمت و خوبیه. همش بزرگواریه. لحظه لحظه های زندگیشون واسه همه درسه. انقدر شأن و مقامشون بالاست که ما نمیتونیم درکش کنیم.
حالا یه سری آدم اومدن پیامبر ما رو به مسخره میگیرن. فیلم میسازن، کاریکاتور میکشن. آخه یکی نیس به اینا بگه با این کار میخواین به چی برسین؟!! میخواین شأن و مقام پیامبر رو پایین بیارین؟!! اما کاش میدونستن با این کارشون فقط خودشونو خراب کردن. الان به امریکا اثبات شد هنوز مسلمونا نمردن. هنوز عاشق پیامبرشونن. و نمیذارن کسی به پیامبرشون توهین کنه. ولله با این فیلم مقام پیامبر رو پیش مسلمونا و جهانیان بالاتر بردن. البته یه چیز یادمون نره. به قول یکی ما وقتی انگشتمونو به سمت کسی میگیریم باید بدونیم سه تا انگشت دیگمون به سمت خودمونه. حالا ماها باید حواسمون باشه که خودمون کاری نکنیم که دل پیامبر رو آزرده کنیم. به نظرم حتی با این فیلم یکم هم مسلمون ها رو هشدار تر کردن! امیدوارم بفهمن چقدر کاراشون نتایج عکس داشته!
مریم آقابابایی
