ترم اول كه اومدم دانشگاه اصلا دل خوشي از آبسردكناش نداشتم، يادمه كه توي يكي از بالهاي دانشكده اصلا آبسردكنش كار نميكرد(از شيرش آب نميومد)! يعني اگه خدايي نكرده اين طرف كلاس داشتيم و تشنمون ميشد چارهاي نبود كه بريم بال روبرویی و آب زلال و صد البته خنكش رو نوش جان کنیم.
البته اونجا هم يه آبسردكن بود كه فقط اسمش آبسردكن بود، در حدي بود كه دانشجوها رو از خطر مرگ ناشي از تشنگي نجات ميداد!
فوقالعاده گرم بود. من نمي دونم چرا بهش ميگفتن آبسردكن! نه اينكه هيچ سودي نداشت، بلكه به نظر من از نظر تغذيه خواص مفيدي هم داشت، مثلا يه نمونش اينكه خيلي مزهي زنگ آهن ميداد و حتما سرشار از آهن دو ظرفيتي هم بود!
شايد اگه اون زمان يه تست كمخوني توي دانشكدمون ميگرفتن اكثر بچهها نه تنها آنمي ناشي از فقر آهن نداشتن بلكه هموكوروماتوز هم داشتن، كه خودش جاي تشكر داره!
ترم دو كه زمستون بود و نياز به آب سرد احساس نميشد. ولي امان از ترم سه و دوباره گرماي هواي بعد از عيد و تشنگي و هزار دردسر
اين ترم دانشكده پيشرفت داشت. هر دو بال دانشكده يه چيزي به نام آبسردكن داشت(يعني از شير هر دوتاشون آب ميومد)، ولي با همون خواص قبلي خودش!

نميدونم چي شد و يه دفعه تصميم گرفتن اون آبسردكناي كهنهكار رو كه بچههاي دانشكده باهاشون خو گرفته بودن عوض كنن و به جاشون آبسردكناي جديد بذارن. از آبسردكناي جديد هم تنها چيزي كه واسه من جلب توجه ميكرد اون سطل قشنگي بود كه جلوی اون ميذاشتن!
يه دانشجوي بيچاره وقتي ميخواست آب بخوره، تصور ميكنين با چه صحنهاي مواجه ميشد؟! يه سطل پر از پوسته كيك، دستمال و... كه روي آب شناور بودن!
البته اين همهي ماجرا نيست، يادمه يه روز كه داشتم از تشنگي هلاك ميشدم علاوه بر مواد قبلي، يه سوسك خيلي بزرگ ديدم كه داشت توي آب دست و پا ميزد و انگار ازم كمك ميخواست كه نجاتش بدم!
من هم از آبخوردن صرف نظر كردم.
شايد همون زمان يه نفر توي زندان گوانتانامو راحتتر از من داشت آب ميخورد! شما هم بهتره اينقدر به فكر اون سوسك بدبخت توي سطل نباشيد، اتفاقا خيلي هم خوشبخت بود چون توي اون گرما يه آب تني حسابي كرد و بعد رفت روي يكي از اون پوسته كيكها و خودشو نجات داد...
يه روز صبح كه اومدم دانشگاه ديدم دارن آبسردكناي جديد رو برميدارن و دوباره اون قديميها رو جایگزین میکنن! البته حالا ديگه فهميدم چرا؟ براي اينكه آب سردكناي كهنهكار واسه هميشه نرفته بودن، بلكه اونا رو فقط براي تعمير برده بودن! ![]()
عاطفه حجتی
