امسال محرم اعصابم از بابت مجالس روضه ایی که برای این ایام ترتیب داده شده بود خیلی خرد شد.
تقریبا هرشب دهه ی اول محرم را به حسینه های مختلفی سر زدم تا بلکه بتوانم به آن چیزی که می خواستم برسم. متأسفانه نمی دانم چرا روحانی ها و مداحان ما نمی خواهند باور کنند که نسل جامعه ی ما یک نسل جوان است و زیر بارهر حرفی نمی روند.این حرفها برای هر قشری زده می شود.پیر، جوان ، نوجوان و... پای منبر یک روحانی بودم و جالبی قضیه این بود که او داشت درباره ی همین موضوع حرف می زد. در میان حرفهایش صحبت های یک مداح دیگر را تفسیر می کرد و می گفت: مداح برای اینکه اشک مردم را بیشتر درآورد می گفته امام حسین 10روز است که آب نخورده است و ...

بعد خودش اضافه کرد که این طور نبوده و امام حسین اصلأ از روز دوم وارد کربلا شده است.و اضافه کرد که فقط روز عاشورا آب نبوده ( آمد ابرویش را درست کند زد چشمش را کور کرد)
شبی دیگر در حسینیه ایی حاج آقایی بود که به سوالات مردم جواب می داد.به این صورت که مردم روی کاغذهایی سوالات اعتقادی خود را می نوشتند و حاج آقا جواب می داد. و امان از آن حاج آقا که همه چیز می گفت غیر از جواب!!! آن قدر می پیچاند که سوالت یادت می رفت.در وسط سوال هم تا می توانست حکایت و داستان تعریف می کرد. برای مثال یکی سوال کرده بود که چرا هابیل و قابیل با خواهران خود ازدواج کردند و آیا اصلا چنین چیزی بوده است یا نه؟ حاج آقا جواب دارد که: بعضی ها هم یک سوالاتی می پرسند که دانستن یا ندانستنش برایشان فرقی ندارد. آخر به ما چه که چرا هابیل یا قابیل با خواهرانشان ازدواج کردند.
یک روز دیگر هم بعداز ظهر به حسینیه ایی رفتم و هرچه تمرکز کردم بفهمم که حاج آقا چه می گوید نشد که نشد. حاج آقا خودش را استاد حوزه و ما را شاگردان حوزه فرض کرده بود.از بس فلسفه در هم می بافت!!!
البته اینها که گفته شد به این معنی نیست که همه ی این روحانیون و مداحان این گونه اند.در این میان جای تشکر است از صدا و سیما که امسال در بحث فلسفه ی عاشورا واقعا گل کاشت. من واقعا به شخصه شاهد این بودم که صدا و سیما رویکرد جدیدی نسبت به این موضوع داشت.
به امید اینکه پشت تک تک حرفهای مداحان و روحانیون یک دنیا فکر باشد.کاش این جمله را مد نظر می گرفتند که جوان امروز هر حرفی را به راحتی نمی پذیرد... در پایان شهادت امام زین العابدین، حضرت سجاد (ع) رو تسلیت عرض می کنم.
مریم ناصحی
