تو این جامعه ای گل و بلبل که پیدا کردن مضمونی واسه گلایه وشکایت کم نیست! ولی بعضی وقتا این گلایه با خودش بغضی به همراه داره. ازجنس تاریخ از جنس همیشه
راستش باکلی کلنجار رفتن باخودم بالاخره اسم عنوان مطلبمو شکواییه گذاشتم! یه گلایه از ازخیلی از دوستای هم سن و سال خودم، ازخیلی ازدبیرستانی ها، خیلی از دانشجوها و حتی خیلی از بزرگترامون! یادمه چند روز پیش صبح زود، سوار یه تاکسی شدم. تو تاکسی همونطور که از شواهد و قرائن پیدا بود همه دانشجو بودیم که داشتیم خودمونو به دانشگاه میرسوندیم. راننده ی تاکسی یه آقای تقریبا پنجاه ساله بود که یکی از جدیدترین آهنگای استاد شجریان رو گوش میداد و از اونجایی که هرازگاهی مصرعی رو دست وپا شکسته بااستاد تکرار میکرد مشخص بود که داره به موسیقیه دلخواهش گوش میده.
کنارمن یه خانوم دختر نشسته بود. یه جزوه دستش بود. کت و کلفت تر از جزوه ی من و انگار اونم مثل من میان ترم داشت!! ![]()
انگارحرف دلش خیلی سنگینتر از این حرفابود که اون رو تودلش نگه داره!وسطای راه بالاخره رو به راننده تاکسی کرد و بایه قیافه ی حق به جانب گفت: آقا ما خودمون هزار و یکی بدبختی داریم! این چه آهنگیه که صبح اول صبحی گذاشتین؟؟! انگار شما بزرگترا عادت کردین به گوش دادن این آهنگا! شما هنوز چند قرن عقبید انگار!! راننده تاکسی یه لبخند ملایم زد و گفت: شما هم به سن و سال ما برسید همین آهنگارو گوش میدید!

راستش اون روزصبح دلم گرفت. ازون دختردانشجو، ازون راننده تاکسی! و دلم سوخت واسه موسیقی اصیل و فاخرمون که با این بی مهری های همه جانبه داره رنگ میبازه و پرپر میشه. از اینکه ما هنوز عادت نکردیم و شاید یاد نگرفتیم که ارزش هر هنری بایدحفظ بشه ![]()
و در این مورد خاص حتی اگه اهل موسیقی اصیلمون نیستیم باید بدونیم که شأن و منزلت استاد شجریان به عنوان خسرو آواز ایران زمین به هیچ عنوان نباید نادیده گرفته بشه. ما باید یاد بگیریم که چطور نقد کنیم، چطور قدردانی کنیم و چطور ارزیابی کنیم. خیلی از ما مثه اون خانم این سبک موسیقی رو کسالت آور و حتی مسبب افسردگی میدونیم و یا شاید مثه اون آقای راننده، اونو به گروه سنی بالای 50 سال نسبت میدیم.
در اینکه خاصیت سن و سال ما طوری هست که به هیچکدوممون اجازه تک بعدی بودن رو نمیده شکی نیست!! اماپیشنهاد منو به عنوان دوستی که ازبین تمام سبکهای موسیقی تاحدی زیبایی و دلنشینی موسیقی سنتی رو درک کرده بپذیرید و به دور از تصوراتی که تا حالا ازین موسیقی فاخر و اصیل ایرانی دارید، واسه یک بار هم که شده سعی کنید ازگوش دادنش لذت ببرید ![]()
آب نان آواز
کمترین تحریری ازیک آرزو اینست
آدمی را آب و نانی میباید و آنگاه آوازی
در قناری هانگه کن در قفس تانیگ دریابی
گزچه درآن تنگناشان بازشادیهای شیرین است
آنچنان برمابه نان وآب تنگسالی گشت که کسی به فکر آوازی نباشد
اگر آوازی نباشد شوق پروازی نخواهد بود
مائده مرادی
