آخ آخ این خبر یک سوم مردان از رانندگی همسرشان میترسند رو خوندم و کلی خنده ام گرفت
حالا برام سوال شد که چرا نوشته زنان دیر ترمز پدال رو فشار میدن؟! یعنی به نظرم برعکسه. خانمها زودتر ترمز میکنن و البته بیشتر ![]()
چند روز پیش خواهرم برای اولین بار دیر رسید. حالا فکر نکنین اتوبوس تأخیر داشت، یا ترافیک بود، یا...! بلکه برای اولین بار جرأت کرده بود سوار ماشین من بشه و با من بیاد
بیچاره اینقدر حرص خورد که چرا من اینقدر به بقیه راه میدم و چرا به ماشین جلویی نزدیکتر نمیشم که کسی راه منو نبره زبونش مو در آورد. یعنی فکر کن اونقدری من یواش میرفتم و به همه راه میدادم که یه بار نزدیک صارمیه وقتی برای یکی بوق زدم، خواهرم کلی خوشحال شد و تشویقم کرد
نمیدونین چقدر از بوق زدن بدم میاد. همش فکر میکنم بوق زدن خیلی کار لاتیه و اگه من الان بوق بزنم، کل مردم دنیا از کارشون دست میکشن و منو نگاه میکنن ![]()
آها من اصلا جرأت نمیکنم توی ترافیک وارد لاینی بشم که تنگه. یعنی اینطرف اونطرفم ماشینه بعد خواهرم سر همینم کلی حرص خورد
یه بارم که خواستم اینکارو بکنم لطف کردم زدم به آینه یه ماشین خیلی مدل خدا. و دیدم آقا پسر راننده با دستش داره علامت میده وایستا
بعد همینطوری وسط خیابون وایستادم و ماتم گرفته بودم که الان عکس العمل بعدی راننده اش چیه؟ منتظر بودم بیاد پائین و ادعای خسارت کنه و یه غرم بزنه که کی به شما خانمها گواهینامه میده و اینا که دیدم پسره گازش رو گرفت و با سرعت شدیدی از کنارم رد شد و رفت
برخلاف تصورم راننده محترم تیریپ فردین واری برداشته بود و منظورش از اون علامت دست یه چیزی تو مایه های اشکالی نداره و خونسرد باش و اینا بود!

یکی از اتفاقات بامزه دیگه هم این بود که یه پیرمرده از پشت به من زد. البته تقصیری نداشت. ماشین جلویی ما چخماقی ترمز کرد و منم به طبع ولی چون ماشین من ترمز ضد قفل داره، درجا وایستاد ولی حاج آقاهه از پشت به من زد. وقتی پیاده شدم که چک کنم، پیرمرده حتی از ماشینش پیاده نشد فقط شیشه اش رو پائین کشید و در حالیکه از شدت خنده شونه هاش میلرزید برگشت گفت: چیزی نشد بابا، سپر به سپر پیغامه
جل الخالق! یعنی من فقط منتظر پیغام این بودما!! همه رو برق میگیره ما رو فانوس نفتی
بامزه ترش این بود که تو ماشین پیرمرده ۲ تا پسرجوون نشسته بودن که از حرف پیرمرده حسابی می خندیدن و بدون اینکه من چیزی بگم هی میگفتن: اشکالی نداره، چیزی نشده حاج آقا فقط براتون پیغام داشتن ![]()
تغییر لاین؟ عمرا. یه بار پشت یه ماشینی وایستاده بودم و بدون بوق و هیچی منتظر بودم ماشین جلویی حرکت کنه که آقای پلیس اومد گفت: بالام جان چرا وایستادی؟ این ماشین جلویی خرابه!! گفتم من نمیتونم تغییر لاین بدم میترسم بزنم بهش! گفت یه کم دنده عقب بگیر. گفتم میترسم! آقای پلیس گفت نترس خودم بهت فرمون میدم! یعنی تصور کنید وسط خیابون رو که من به سرعت رفتم روی دنده عقب و پلیسه پشتم بود و در حال فرمون دادن هی میگفت کلاج رو ببر پائینتر الان میزنی به من
قبلا در مورد اتفاقات مختلفی که حین رانندگی برام رخ داده بود، نوشته بودم. باز هم خواهم نوشت. خلاصه من این خاطرات رو توی این وبلاگ ثبت میکنم که هرموقع خواستین توی رانندگی به کسی دلداری بدین، بگین بیاد وبلاگ ما رو بخونه ![]()
عاطفه حسینی
