قبلاً هم گفته بودم دانشگاه جای جالبیه ولی باور نکردید!اون از اتوبوس ها، اون از خانه های مرموز توی محوطه دانشگاه، و البته خوابگاه هایی که وصفشونو همش می شنویم و حالا...
کلاً دوران امتحانات خیلی بد بود!نه می شد درس خوند، نه حس مطلب نوشتن بود و با کمال شرمندگی نه حتی حال سر زدن به وبلاگ بود!
اگه گاهی به نت سر می زدی در حد چک مسنجر بود.انگاری یه اطمینان حاصل کردن از زنده بودن همه نیاز داشتی!![]()
توی دانشگاه هم که هیچ اتفاق خاصی نمی افتاد.یه امتحان می دادی و بعدم سریع از فضای سوت و کور و خلوت دانشگاه فرار می کردی.ولی ماجرا از ظهر روز شنبه شروع می شه!صبح امتحان آزمایشگاه میکروب داده بودیم و قرار بود ساعت 2 هم مطالعه بدیم.من که حال پیاده روی از آخرین ایستگاه اتوبوس دانشگاه تا رسیدن به تاکسی و بعدم برگشتن همین راهو نداشتم(!) تصمیم گرفتو ناهارو با بچه ها تو یونی بمونم.داشتیم به حالت آویزون و خسته و کلافه می رفتیم سلف که یه دفعه دیدیم یه سری جسم کوچیک قل می خورن و به طرف ما میان!
چند ثانیه چشمامون گرد شد و بعد با اندکی جیغ و مقادیری حرکات پرشی و جهشی پا به فرار گذاشتیم!
پنج تا توله سگ، چهار تا سیاه و یه قهوه ای همون گوله های مشاهده شده اولیه بودن!
با سرعت دنبال ما می دویدن و ما هم می دویدیم!فکر یه راهی بودیم که یه دفعه هر پنج تاشون ایستادن...ما هم با اختلاف چند متر جلوتر ایستادیم و با تعجب نگاه کردیم.وقتی دیدیم نمیان جلو و ابعادشونم کاملاً کوچک و تعداد ما هم زیاده پر رو شدیم!
سریع گوشی ها رو درآوردیم که عکس و فیلم بگیریم آخه خیلی با نمک بودن!ولی...یه دفعه باز شروع کردن دویدن!ما هم باز دویدیم.خلاصه آخر وقتی دیدن ما خودمون یه سری دانشجوی گرسنه ایم و خیرمونم به این بیچاره ها نمی رسه رفتن یه گوشه ایستادن تا لااقل با خیال راحت عکسشونو بگیریم...!![]()
دیگه تاخیر جایز نبود چون:
1)ژتون نداشتیمو ناهار در خطر بود و ما گرسنه!![]()
2)از صبح قرار بود درس بخونیم و هنوز دور دانشگاه-این زیستگاه طبیعی انواع موجودات!-در چرخش و گردش بودیم.![]()
3)والدین محترم این توله سگ های نازنین هر لحظه ممکن بود از راه برسن و شدیداً با گرفتن هرگونه عکس و فیلم از فرزندان معصومشون جلوگیری کنن و سرنوشت این پست رو به خطر بندازن!
4)توریست های دیگه ای از راه رسیده بودن و جمعیت همو هل می دادن تا به توله ها برسن و البته صدای ذوق کردن ها و قربون صدقه رفتن ها هم که ناگفته پیداست!![]()
سیمین نوابخش
